اهل شعرم...
اهل شعرم...
اهل تنهایی و درد...
پیشه ام فریاداست!
کاسبم...کاسب دل...
صادراتم شادی...وارداتم غم ودرد...
دوستانی دارم سردترازسردی برف...
گاه گاهی یخشان میشکند...
گاه گاهی دلشان می سوزد...ولی ازروی ترحم...
سر زمینی دارم مردمانش همه دوست ولی ازروی ریا...
خنده ام می گیرد!
دلشان مرده ولی،لبشان خندان است...
گله ازاهل تماشادارم...گله ازاین همه حاشادارم...
خنده ام می گیرد!
من خودم اهل تماشا هستم...
گاه گاهی دلی میسازم،میفروشم به شما...
تا به آواز صداقت که در آن زندانیست دل بی مهر شما
درود و عصرتون بخیر
تنور دلتون گرم دوستان
اهل تنهایی و درد...
پیشه ام فریاداست!
کاسبم...کاسب دل...
صادراتم شادی...وارداتم غم ودرد...
دوستانی دارم سردترازسردی برف...
گاه گاهی یخشان میشکند...
گاه گاهی دلشان می سوزد...ولی ازروی ترحم...
سر زمینی دارم مردمانش همه دوست ولی ازروی ریا...
خنده ام می گیرد!
دلشان مرده ولی،لبشان خندان است...
گله ازاهل تماشادارم...گله ازاین همه حاشادارم...
خنده ام می گیرد!
من خودم اهل تماشا هستم...
گاه گاهی دلی میسازم،میفروشم به شما...
تا به آواز صداقت که در آن زندانیست دل بی مهر شما
درود و عصرتون بخیر
تنور دلتون گرم دوستان
- ۵۹۸
- ۱۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط