قصه دوازدهم: زید بن صوحان

دستش در راه خدا قطع شد، اما در فتنه دست به شمشیر نبرد
بسم الله الرحمن الرحیم

تا امروز از مردانی گفتیم که در فتنه‌ها شمشیر زدند، فریاد کشیدند، ایستادند و شهید شدند.
اما امروز با کسی آشنا می‌شویم که کارش از همه عجیب‌تر است؛
او دستش در راه حق قطع شد، اما در بزرگ‌ترین فتنه تاریخ اسلام، دست به شمشیر نبرد.
نه از ترس، از بصیرت.

او که بود؟
زید بن صوحان عبدی، از قبیله عبدالقیس، از یاران خاص امام علی (ع).
در جنگ قادسیه، دست چپش قطع شد. در نبرد جلولا، دست راستش نیز رفت. بی‌دست شد، اما دلش را نتوانستند قطع کنند.
پیامبر (ص) درباره‌اش فرمود:
«زید، دستش در راه خدا قطع شد. چه دستی و چه صاحبی!»

آزمون بزرگ: جنگ جمل
در جنگ جمل، طلحه و زبیر و عایشه در برابر امام علی (ع) ایستادند.
زید در سپاه امام علی بود، اما بدون اجازه امام شمشیر نزد.
گفتند: «زید! تو در قادسیه و جلولا آنقدر جنگیدی تا دست‌هایت قطع شد، حالا چرا شمشیر نمی‌زنی؟»
پاسخ داد: «در قادسیه با کفار می‌جنگیدیم، دشمن روشن بود. اما اینجا فتنه است؛ مسلمان با مسلمان، قبله با قبله. نمی‌خواهم دستی که در راه خدا رفت، در فتنه شمشیر بزند.»

زید در صفین: آنجا که باید جنگید
اما همان زید، در صفین در برابر معاویه، چنان جنگید که تاریخ به یاد دارد.
وقتی معاویه آب را بر سپاه امام علی (ع) بست، زید بی‌دست، با بدن و فریادش در خط مقدم بود.
چون اینجا دیگر فتنه نبود؛ جنگ با باطل آشکار بود.
سرانجام، زید در صفین، در رکاب امام علی (ع)، به شهادت رسید.
امام علی (ع) بر پیکرش گریست و فرمود:
«ای زید! خدا تو را رحمت کند. در زندگی و مرگ، با ما بودی.»

فرق فتنه و جنگ چیست؟
فتنه با جنگ فرق دارد؛ در جنگ دشمن روشن است، در فتنه دشمن نقاب دارد.
در جنگ شمشیر لازم است، در فتنه بصیرت.
زید در قادسیه شمشیر زد، چون کافر مقابلش بود. در جمل شمشیر نزد، چون مسلمان مقابلش بود. اما هر دو جا، با امام علی (ع) بود.
این یعنی ولایت‌مداری فقط شمشیر زدن نیست؛ گاهی شمشیر نزدن هم ولایت‌مداری است. اگر امام گفت بجنگ، می‌جنگی؛ اگر گفت صبر کن، صبر می‌کنی.

زید فقط مال ۱۴۰۰ سال پیش نیست
زید بن صوحان یک مکتب است:
بصیرت در فتنه و شجاعت در جنگ.
زید هشتاد سال پیش، آیت‌الله بروجردی بود که در خفقان رضاخانی، با صبر و تدبیر، حوزه قم را نجات داد، نه با شمشیر.
زید چهل سال پیش، شهید مدنی بود که در فتنه منافقین، با گفتگو و افشاگری ایستاد و در محراب به شهادت رسید.

زید امروز کیست؟
آنکه دستش در راه حق قطع شده، اما در فتنه شمشیر نمی‌زند.
آنکه فرق فتنه و جنگ را می‌شناسد؛ در اولی صبر می‌کند، در دومی می‌جنگد.
آنکه ولایت‌مدار است، نه خودسر.
تحلیلگری که در شایعه‌ها، آرام و منطقی حقیقت را روشن می‌کند.
مادری که در اغتشاشات، فرزندش را از خیابان به راه درست هدایت می‌کند.
فرمانده‌ای که غیر لازم دستور تیر نداده، اما فتنه را خنثی کرده است.

درس این قصه
۱. هر جنگی جهاد نیست؛ برخی جنگ‌ها فتنه‌اند و باید با بصیرت از آنها عبور کرد.
۲. شمشیر نزدن گاهی سخت‌تر از شمشیر زدن است.
۳. فتنه را از جنگ بشناس؛ دشمن در فتنه، آیینه‌ای روبه‌رویت می‌گیرد.
۴. ولایت‌مداری یعنی اطاعت از امام در همه حال؛ چه در حمله، چه در توقف.
۵. دست بریده هم می‌تواند بصیر باشد.

🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
#زید_بن_صوحان #یاران_علی #فتنه_شناسی #بصیرت #جنگ_جمل #صفین #ولایت_مداری #جهاد_تبیین #قرارگاه_بصیرت
دیدگاه ها (۱)

فتنه‌ی دوران امیرالمؤمنین(ع)، فتنه‌ی بصیرت بود؛ اما فتنه‌ی د...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش اول)

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

🌷طوفان الاقصی🌷🔴 پاداش ۱۰۰۰ شهید جنگ‌های بدر و اُحد امام سجاد...

🔴 پاداش ۱۰۰۰ شهید جنگ‌های بدر و اُحد امام سجاد (علیه‌السلام)...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط