{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معرفت ، در نوکری ام ، قدِ یک ارزن نبود

معرفت ، در نوکری ام ، قدِ یک ارزن نبود
نور خود را پخش کردی ، چشم من روشن نبود

تو صدایم کردی و گوشم بدهکارت نشد
پیش خود گفتم : یقین دارم که او ، با من نبود

اشتیاق تو به من ، اندازه ی عرش خدا ...
اشتیاق من به تو ، قدِ سرِ سوزن نبود

روضه می آیم ، ولی بعدش گناه و هی گناه
زشتیِ اعمال من ، در شأن سینه زن نبود

نفس امّاره زمینم زد ، که جا ماندم حسین
هیچ کس قدِ خودِ من ، با خودم دشمن نبود

از درون ، پیری سراغم آمده ، با هر گناه
باز شد راه حرم ... پای حرم رفتن نبود

من شلوغش کرده ام با جمله ی "جا مانده ام"
شور و شوق کربلایی ، در سرم اصلاً نبود

روضه خوان ، "گودال" گفت و اشک من جاری نشد
کاشکی در روضه هایت این دلم " نشکن" نبود

روضه خوانت میشوم ، با روضه ای تک مصرعی
بر زمین بودی و بر جسم تو پیراهن نبود
دیدگاه ها (۳)

خواستم تا که بیایم سر بازار، نشد تا مرا هم بنویسند خریدار، ن...

خواستم تا که بیایم سر بازار، نشدتا مرا هم بنویسند خریدار، نش...

خواستم تا که بیایم سر بازار، نشد تا مرا هم بنویسند خریدار، ن...

فرا رسیدن روز عرفه نهم ذی الحجه 1437________________________...

یا اباعبدالله.............قلب را وادی جنون کردمعقل را از سرم...

السلام علیک یا علی بن موسی الرضاگنبدت از هر کجای شهر سوسو می...

السلام علیک یا علی بن موسی الرضاگنبدت از هر کجای شهر سوسو می...

✿◆✲در جواب عمری نوکری✲◆✿‌ 【❥🌻 ❥】‌ 【❥🌻 ❥】❥◆حاج محمد م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط