درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت

درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت
در من غزلی درد کشید و سر زا رفت
سجاده گشودم که بخوانم غزلم را
آن سو که تویی عقربه قبله نما رفت.
دیدگاه ها (۸)

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

فصل هفتم — برای نجات تو می‌آیمهردین داخل خودرو نشسته بود که ...

پارت ۱۱

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

Ten

برده عمارت جئون

free from the court (p11)

پارت ۴۷

𝐃𝐚𝐫 𝐨𝐦𝐠𝐡𝐞 𝐧𝐞𝐠𝐚𝐡 𝐭𝐨(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟑...نیم ساعت از آن مو...

پارت ۳۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط