من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم.
من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم.
من سردم است و مي دانم که از تمامي اوهام سرخ يک شقايق وحشي
جز چند قطره خون
چيزي بجا نخواهد ماند.
خطوط را رها خواهم کرد
و همچنين شمارش اعداد را رها خواهم کرد
و از ميان شکل هاي هندسي محدود
به پهنه هاي حسي وسعت پناه خواهم برد.
و زخم هاي من همه از عشق است
از عشق، عشق، عشق!
من اين جزيره ي سرگردان را
از انقلاب اقيانوس و انفجار کوه گذر داده ام
و تکه تکه شدن، راز آن وجود متحدي بود
که از حقيرترين ذره هايش آفتاب به دنيا آمد.
"زنده یاد فروغ فرخزاد"
من سردم است و مي دانم که از تمامي اوهام سرخ يک شقايق وحشي
جز چند قطره خون
چيزي بجا نخواهد ماند.
خطوط را رها خواهم کرد
و همچنين شمارش اعداد را رها خواهم کرد
و از ميان شکل هاي هندسي محدود
به پهنه هاي حسي وسعت پناه خواهم برد.
و زخم هاي من همه از عشق است
از عشق، عشق، عشق!
من اين جزيره ي سرگردان را
از انقلاب اقيانوس و انفجار کوه گذر داده ام
و تکه تکه شدن، راز آن وجود متحدي بود
که از حقيرترين ذره هايش آفتاب به دنيا آمد.
"زنده یاد فروغ فرخزاد"
- ۳۳۵
- ۱۱ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط