{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
به است آن یا زنخ یا سیب سیمین
لبست آن یا شکر یا جان شیرین

بتی دارم که چین ابروانش
حکایت می‌کند بتخانه چین

از آن ساعت که دیدم گوشوارش
ز چشمانم بیفتادست پروین

هر آن وقتی که دیدارش نبینم
جهانم تیره باشد بر جهان بین

به خوابی آرزومندم ولیکن
سر بی دوست چون باشد به بالین

از آب و گل چنین صورت که دیدست
تعالی خالق الانسان من طین

غرور نیکوان باشد نه چندان
جفا بر عاشقان باشد نه چندین

من از مهری که دارم برنگردم
تو را گر خاطر مهرست و گر کین

نگارینا به شمشیرت چه حاجت
مرا خود می‌کشد دست نگارین

به دست دوستان برکشته بودن
ز دنیا رفتنی باشد به تمکین

بکش تا عیب گیرانم نگویند
نمی‌آید ملخ در چشم شاهین

نظر کردن به خوبان دین سعدیست
مباد آن روز کو برگردد از دین

سعدی
دیدگاه ها (۱)

همای اوج سعادت به دام ما افتداگر تو را گذری بر مقام ما افتدح...

بنویسید؛دلش مثل دل شیشه شکستآن زمانی که دلی بر دل رویا ها بس...

.من بمیرم که بر اندام تو سرما بخوردکاش سرمای جهان بر بدن ما ...

آنقدر شعر نوشتم ونخواندی که قلم گفت اینقدر عبث قامت ما را مت...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط