{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقبازی نه من آخر به جهان آوردم...

عشقبازی نه من آخر به جهان آوردم...
یا گناهیست که اول من مسکین کردم

تو که از صورت حال دل ما بی‌خبری
غم دل با تو نگویم که ندانی دردم‌

ای که پندم دهی از عشق و ملامت گوییتو نبودی که من این جام محبت خوردم

تو برو مصلحت خویشتن اندیش که من
ترک جان دادم از این پیش که دل بسپردم

عهد کردیم که جان در سر کار تو کنیم
و گر این عهد به پایان نبرم نامردم

من که روی از همه عالم به وصالت کردم
شرط انصاف نباشد که بمانی فردم

راست خواهی تو مرا شیفته می‌گردانی
گرد عالم به چنین روز نه من می‌گردم

خاک نعلین تو‌ای دوست نمی‌یارم شد
تا بر آن دامن عصمت ننشیند گردم

روز دیوان جزا دست من و دامن تو
تا بگویی دل سعدی به چه جرم آزردم

#سعدی
#شعر_شاعر#سعدی_مولانا_خرسی_غولی 🤫😂
دیدگاه ها (۷۳)

عشقبازی نه من آخر به جهان آوردمیا گناهیست که اول من مسکین کر...

من که روی از همه عالم به وصالت کردمشرط انصاف نباشد که بمانی ...

من که روی از همه عالم به وصالت کردمشرط انصاف نباشد که بمانی ...

عشقبازی نه من آخر به جهان آوردمیا گناهیست که اول من مسکین کر...

...عشقبازی نه من آخر به جهان آوردمیا گناهیست که اول من مسکین...

جونم واست بگه ک:دوباره ساعتⓗ:ⓗ وقت تنهایےشکوفه کویریست جاناا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط