{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من قبلا دوتا دفتر شعر داشتم و کلی شعر و داستان مینوشتم😅،ش

من قبلا دوتا دفتر شعر داشتم و کلی شعر و داستان مینوشتم😅،شبی با نامزدم بحث رمان نویسی شعر نویسی شد گفتم پوشم برم دفتر شعرامو پیدا کنم،که چشم گرفت به اینا قشنگگ کلی از خاطراتم زنده شد :)
#اسلاید اول که واس تبریک تولد بود😅
#اسلاید دوم که فلسفیه😂😄مربوط به رفیق و درداشه که میگه من درداتو مشکلاتتو به جون میخرم تو تو دل من راحت باش رفیق :)
#اسلاید سوم هم مربوط به سال اخر دبیرستانمه که میشه سه سال پیش😅که یه چیزیو ساخته بودم واس کسی که سرما خورده بود و الرژی فصلی داشت مث خودم خیلیییی خوب بود😎اقا داشتم امادش میکردم واسه جشمواره شیمی استان که یهو کرونا اومد و همچی تعطیل شد :( اینم شانس مایه...
#اسلاید اخر هم که دفتر شعرم بود مال سال اخر ابتداییم بود لامصب همشو خط زدم چون پاکنویسشون کرده بودم یجا دیه ولی خب پاکنویسشونو هم گم کردم :( ولی خودمونیما عجب نقاشی فلسفی هسا😂
میگه که تا جوانی تو مسیر زندگیت خوبی جمع کن،دنبال هدفت برو بیراهه جمع نکن :)
پ ن: من همیشه هرجا بودم هرچی به ذهنم میرسید رو مینوشتم یا بعنوان شعر یا نثر یا یه جمله یا حکایت،یادمه تو گوشیم پر بود ولی لامصب دستنویسشون نکردم و گوشیم فلش شد :()
حتی یه شعر بود که واسه سال یازدهم که بودم نوشتم در مورد شهدا و تو جشنواره یادواره شهدای استان فارس مدرسمون بخاطرش اول شد،حتی اون شعرهم پاک شد :)
دیدگاه ها (۸۳)

part 2ویو آناستازیا و گفتم چیز دیگه لازم ندارید خیلی سرد جوا...

آواز عشق ♣️part4♣️ا/ت ویو یونگی منو راهنمایی کرد به داخل ی...

برده عمارت جئون

KIM V

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت ۲ ویو ا.ت نمیدونم چرا اما دو هفته پایانی سال مثل برق و ...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

part : 45chapter : 2سریع اسلحمو روی سر ویلیام گرفتم + اگه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط