shadows murderer:قاتل سایه ها

shadows murderer:قاتل سایه ها
part:73
"روی پشت بوم بیمارستان"
تهیونگ: چی میخواستی بگی؟
جونگ کوک در حالی که لبه پشت بوم ایستاده بود و به پایین زل زده بود لب میزنه: امروز لیسا...تقریبا مرد
جونگ کوک تصمیمش رو گرفته بود. امروز تقریبا لیسا رو از داد و این باعث بفهمه که از دست دادن کسی دوسش داری چقدر میتونه دردناک باشه. حالا دیگه فهمیده بود تهیونگ چه زجری رو داره تحمل میکنه. ولی اون نمیتونست بزاره لیساش انقدر راحت جلوی چشماش پر پر شه، امروز از مرگ فرار کرد اما قرار نیست دفعه بعدم همین اتفاق بیوفته. میدونست لوهان به همین سادگی دست بردار نیست و تا لیسا رو نفرسته کنار جنی تسلیم نمیشه. پس نباید اجازه می‌داد بار بعدی هم وجود داشته باشه.
جونگ کوک: لوهان یه بار دیگم سعی کرده بود لیسا رو بکشه اما شکست خورد...مهم نیست چند دفعه لیسا نجات پیدا کنه لوهان اونقدر تلاش میکنه تا بلاخره موفق بشه. مگه اینکه بمیره...نمیتونم بزارم این اتفاق بیوفته. لوهان...خون منو میخواد، پس باید هرچه زودتر کارو تموم کنیم.
تهیونگ: یعنی میخواد خودتو فدا کنی؟
جونگ کوک: تنها چیزی که میخوام محافظت از لیساست حتی به قیمت جونم
تهیونگ: به نظرت اون راضی میشه؟
جونگ کوک: باید بشه...راضیش میکنم
تهیونگ: اون راضی نمیشه. اگرم بشه به این فکر کردی که چه بلایی سرش میاد؟
جونگ کوک: میدونم...به همه اینا فکر کردم اما اگه یکی از ما جونش رو فدای اون یکی نکنه در نهایت هردومون می‌میریم
بعد روشو بر میگردونه و به تهیونگ نگاه میکنه.
جونگ کوک: تازه...نگفتم حتما قراره بمیرم. فقط...برای محافظت از لیسا از جونمم دریغ نمیکنم...اگه لازم باشه به خاطر اون به زندگیم پایان میدم
تهیونگ: تو دیوونه ای...یه عاشق دیوونه
جونگ کوک: میخوام بهم کمک کنی
تهیونگ: حالا نقشت برای نابودی لوهان چیه؟
جونگ کوک: عمارت متروکه هادا توی هارام...لوهان رو به بهانه ی لیسا میکشونیم اونجا و کارشو تموم می‌کنیم
تهیونگ: از کجا میدونی که میاد؟
جونگ کوک: اونقدر از لیسا متنفره که حتی اگه بدونه تله هست بازم برای کشتنش میاد.
تهیونگ: من و پلیسای دمون میتونیم براش کمین کنیم.
جونگ کوک: پلیس نه...مثل اینکه یادت رفته دنبالمن؟ میخوای هویتم لو بره؟
#فیک
#ایتزی #مامامو #بی_تی_اس #بلک_پینک #اکسو #ایستریکیدز #استرو #بی_تی_بی #اسمر_فود #بی_ال #مد_گل #مدگل #پریسا #سرنا #کیوت #جین #جیمین #تیهونگ #جونگ_کوک #نامجون #شوگا #رزی #لیسا #جنی #جیسو #چانویول #دی_و #موکبانگ #السا #انا #شاد #خنده #مستر #جهیزیه
دیدگاه ها (۱۹)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

پارت ۴۱

پسر بد (63)

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ⁴ 🥀━━━━━━━━━━━━━━[عمارت ک...

معامله p34تهیونگ پیام را خواند و اخمش عمیق‌تر شد.کوک: «نمی‌خ...

پارت ۱۳: رئیس، لبخند بزن! 📸😂ساعت ده صبح بود و شرکت مثل همیشه...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ³ 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط