{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکيمي راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی م

حکيمي راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی ماند نمی بندم.
فردایک رازاست;نگرانش نباش. دیروزیک خاطره بود;حسرتش رانخور.و امروزیک هدیه است;قدرش رابدان وازتک تک لحظه هایت لذت ببر.*
از فشار زندگي نترسيد به ياد داشته باشيد که فشار توده زغال سنگ را به الماس تبديل ميکنه..
نگران فردايت نباش خدای ديروزوامروزخداى فرداهم هست...مااولين باراست كه بندگي ميكنيم. ولى اوقرنهاست که خدايى ميكندپس به خدايى اواعتمادكن وفردا رابه اوبسپار...
دیدگاه ها (۲)

ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﻣﺮﺩﯼ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﺳﺖ . ...

درژاپن مردمیلیونری، درمانی برای دردچشمش پیدا نمیکردوبعداز نا...

من یک زنم ...خالقم سوره ای به نامم نازل کرد!من یک زنم...خالق...

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها ب...

حکيمي راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی ماند...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

حکیمی راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی ماند...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

افلاطون راگفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟گفت دل برآنچه نمی مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط