هنگام صحبت با نامحرم سرش را پایین می انداخت.

هنگام صحبت با نامحرم سرش را پایین می انداخت.
حجب و حیا در چهره اش موج میزد. وقتی برای کمک به مغازه پدرش میرفت اگر خانمی وارد مغازه میشد کتابی دردست میگرفت سرش را بالا نمی آورد و میگفت ”پدر شما جواب بده”
#جانباز_شهید_سید_مجتبی_علمدار
.
.
شادی روح امام و شهدا #صلوات + و عجل فرجهم
.
.
#martyrs #martyr #شهید #شهدا #تا_شهدا #شهادت #شهیدان #شهید_علمدار #شهید_مجتبی_علمدار #مجتبی_علمدار #سید_مجتبی_علمدار #صلوات
دیدگاه ها (۱)

دوستش میگفت:توی مدتی که عراق بود وقتی می‌خواست به کربلا برود...

▫️💠 هنگام صحبت با نامحرم سرش را پایین می انداخت.حجب و حیا در...

اشک های تو...#یتیمی_تو...خردسال بودنت...مرا یاد خرابه های شا...

دلش می خواست برود قم یا نجف درس طلبگی بخواند،حتی توی خانه صد...

دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد...دانشگاه که قبول شد همه...

کم حرف میزد،سه تاپسرش شهید شده بودنپرسیدم مادرجان چندسالته؟گ...

کم حرف میزد، سه تاپسرش شهید شده بودن.پرسیدم مادرجان چندسالته...

کلی ازش خون رفته بود، داشت جون می داد...فقط گفت:"آقا جان نوک...

بسم رب الشهداء...قسمتی از خصوصیات اخلاقی شهید بی پیکر مجید ق...

خواهش میکنم متن رو بخونید... این عکسها رو گذاشتم. تقریبا خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط