{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــا

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــا
از چشم‌ها و شــانه‌ها و دستهایشــان
... ... از آغوششان
از عطر تنشـان،
از صدایشــان...
پررو می‌شوند؟
خب بشوند....
مگر خود ما با هر دوستت دارمی تا آسمـان نرفته‌ایم؟
مگر ما به اتکــاء همین دست‌ها
همین نگاه‌ها
همین آغوشهـا، در بزنگاههای زندگی
سرِپا نمانده‌ایم؟...
من بلد نیستم در سـایه، دوست داشته باشم
من می‌خواهم خواستنم گوش فلک را کر کند
من می‌خواهم
مَردَم بداند دوستش دارم...
دیدگاه ها (۴)

والا

کاش منم دیده بشم

همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم که با هر بار تراشیده شدن ...

کاش

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهااز چشم‌ها و شــانه‌ه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس نمینویسد از مردهــااز چشم‌ها و شــانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط