{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم الله

بسم الله
دقت کنید دوستان
درباره محسن

پدر محسن می گوید:
دو روز بعد از عید سال 88 بود. مینی بوس قدیمی ام را که با آن مسافرکشی می کردم، جلوی در خانه پارک کرده بودم. ساعت سه شب بیدار شدم. دیدم پسرم که آنموقع 17 سال داشت، ناراحت به دیوار مشت می زند.

پرسیدم چه شده؟ گفت: سه نفر آمدند داخل مینی بوس، دعوا شد. دو نفر فرار کردند. من یک نفرشان را کشتم. پدر ادامه می دهد: اول فکر کردم خواب دیده ولی با این حال رفتم جلوی در و دیدم ماجرا صحت دارد. فوری به پاسگاه خبر دادم.

آمدند و جنازه پسر کشته شده را بردند. محسن را هم تحویل دادیم. پدر محسن می گوید: اوایل فکر می کردم یک نفر را کشته باید تاوانش را بدهد. بعدا خانواده اولیای دم بزرگواری کردند. آنها می خواهند زندگی دوباره به پسرم ببخشند.

اکنون پس از سالها، برای کسب رضایت اولیای دم قرار شده است مبلغ وجه المصالحه پرداخت شود؛ از این مبلغ، بخشی را خانواده محسن تامین کرده و در حال حاضر مبلغ 108 میلیون تومان دیگر باقی مانده است. جمعیت امام علی تصمیم دارد باقی مانده این مبلغ را با کمک مردم نیکوکار ایران جمع آوری نماید.

بیشتر بدانید

در بخشش و آزادی محسن سهیم شوم
تا این لحظه 3063 نفر در بخشش محسن سهیم شده اند.

آخرین فرصت

پنجشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۴
1 روز دیگر فرصت باقیست

از مبلغ 108,000,000 تومان مورد نیاز، مبلغ 104,880,000 تومان جمع آوری شده است.



لطفا حتما به نام حساب دقت کنید
جمعیت دانشجویی امام علی ع

http://life.sosapoverty.org

انتشار
دیدگاه ها (۳)

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

این ویدیوی کوتاه، ساخت ایران، یکی از تأثیرگذارترین تصاویر نم...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۷✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

رمان اسیر خان پارت ششم ۶

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁰راننده پیاده شد و درِ عقبو باز کرد.جو...

درباره مغاطه‌هاب عجیب جناب رسایی!▪️این لجن پراکنی علیه حکم ق...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت : 1 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**ساعت ۴:۴۵ صبح تاریکی هنوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط