{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من حسادت میکنم حتی به تنها بودنت

من حسادت میکنم حتی به تنها بودنت
من به فرد روبرویی لحظه خندینت
من به بارانی که با لذت نگاهش میکنی
با نسیمی که رها میچرخد اطراف تنت
من حسادت میکنم حتی به دست آن
شال خوشرنگی که میپیچد به دور گردنت
وقتی انگشتان تو در گیسوانت میدود
من به رد مانده از اینجور سامان دادنت
اینکه چیزی نیست گاهی دل حسادت کرده به
عطر پاشیده از آغوش تو بر پیراهنت
هیچکس ای کاش در دنیا به تو حسی نداشت
من حسادت میکنم حتی به قلب دشمنت
کاش هر کس غیر من ای کاش حتی آیینه
پلک هایش روی هم میرفت وقت دیدنت
دیدگاه ها (۳)

زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم همه تعبیر دمی بود و نمیدانست...

این جا کسی پناه به عاشق، نمی دهد؛یک جرعه آب، دست "شقایق" نمی...

دوستت دارم!اگر سوگند می خواهد،بگو،یا دل سنگت، مرا در بند می ...

من اگر ساز کنم حاضری آواز کنی ؟غزلی خوانی وچون نغمه ی دل باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط