{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کردی آهنگ سفر اما پشیمان میشوی

کردی آهنگ سفر اما پشیمان میشوی
چون به یاد آری پریشانم پریشان می شوی
گر به خاطر آوری این اشک جانسوز مرا
آنچه من هستم کنون در عاشقی آن می شوی
سر به زانو گریه هایم را اگر بینی به خواب
چون سپند از بهر دیدارم شتابان می شوی
عزم هجران کرده ای شاید فراموشم کنی
من که میدانم تو هم چون شمع گریان می شوی
گر خزان عمر ما را بنگری با رفتنت
همچو ابر نوبهاران اشکریزان می شوی
بشکند پیمانه ی صبرم,ولی در چشم خلق
چون دگر خوبان تو هم بشکسته پیمان می شوی
بینم آن روز ی که چون پروانه بهر سوختن
پای تا سر آتش و سر تا به پا جان می شوی
مرغ باغ عشقی و دور از تو جان خواهم سپرد
آن زمان بی همزبان در این گلستان می شوی
دیدگاه ها (۱)

گریه نمیکنم،نه اینکه سنگمگریه غرورمو بهم میزنهمردبرای هضم دل...

به مرگ گرفتی مرا تا به تبی راضی شومکاش “میفهمیدی” به مرگ راض...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت هفتم: طنینِ اعتراف...

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

کردی آهنگ سفر اما پشیمان می‌شویچون به یاد آری پریشانم پریشان...

کردی آهنگ سفر اما پشیمان میشویچون به یاد آری پریشانم پریشان ...

کرده ای عزمِ سفر ، دانم پشیمان می شویکوله بارِ خاطراتم را دو...

عاشقانه

ای تو برقلب من از هرکه سزاوارتریناین منم در ره جانان تو غمخو...

ای تو برقلب من از هرکه سزاوارتریناین منم در ره جانان تو غمخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط