{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک استادی داشتیم میگفت:صبحها که دکمه های لباسم را می بندم

یک استادی داشتیم میگفت:صبحها که دکمه های لباسم را می بندم به این فکر میکنم که چه کسی آنها را باز خواهد کرد؟خودم یا مرده شور؟

دنیا همین قدر غیر قابل پیش بینی و پست است.
دیدگاه ها (۷)

گریه کردیم ...دو تا شعله ی خاموش شدهگریه کردیم...دو آهنگ فرا...

سکوتم ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ.. ﮐﻤﯽ ﻧﺎﮐﻮﮎ ﻭ ﺑﺪ ﺣﺎﻟﻢ.. ﻣﺨﺎﻟﻒ ﻣﯿﺰﻧـﻢ ...

حـــال آدم که دست خــودش نیست..!عکســـی می بینــد،ترانــه ای...

خار خندید و به گل گفت سلام و جوابی نشنید خار رنجید...

🎥کاش چهارتا منبر این شکلی هم می‌شنیدیمکاش چهارتا کارشناس که ...

«من آن قدر آدم بزرگواری نبودم که بتوانم توهین دیگران را ببخش...

🎥کاش چهارتا منبر این شکلی هم می‌شنیدیمکاش چهارتا کارشناس که ...

نجاستی به اسم لیبرالیسم و اصلاح طلبی

از فرار مخفیانه ترامپ در کانتینر غذایی تا قرار دادن سامانه د...

‏🐿‏[۰۰:۲۳ به وقت کره]•استیکر•امروز یه کارمند ازم پرسید که آی...

هر فرزندی گوهری به نام های پدر و مادر در زندگی اش وجود دارد ...

🔵 #لینکدین با دکمه گزارش AI Slop، به جنگ محتوای بی‌کیفیت #هو...

هر فرزندی گوهری به نام های پدر و مادر در زندگی اش وجود دارد ...

قبولی تیزهوشان قم موسسه دکتر فرمانی کودکان هوشمند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط