{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت

به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت

دلی که کرده هوای کرشمه‌های صدایت

نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز

که آورد دلم ای دوست! تاب وسوسه‌هایت

ترا ز جرگه‌ی انبوه خاطرات قدیمی

برون کشیده‌ام و دل نهاده‌ام به صفایت

تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست

نمی‌کنم اگر ای دوست، سهل و زود ، رهایت

گره به کار من افتاده است از غم غربت

کجاست چابکی دست‌های عقده‌گشایت؟

به کبر شعر مَبینم که تکیه داده به افلاک

به خاکساری دل بین که سر نهاده به پایت

"دلم گرفته برایت" زبان ساده‌ی عشق است

سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت
دیدگاه ها (۲)

هناس

هناس مه

دستم تو دست یارهقلبم چه بی قراره

خب داستان زندگی خودمو براتون میگم پس خوب گوش کنین داستان از ...

پروانه جان

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایتدلــی کــــه کرده هـوای...

به سینه می زندم سر ، دلی که کرده هوایت دلی که کرده هوای کرش...

به سينه مي زندم سر، دلي كه كرده هوايت دلي كه كرده هواي كرشم...

به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایتدلــی کــــه کرده هـوای...

به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایتدلــی کــــه کرده هـوای...

به سینه می زندم سر ، دلی که کرده هوایت دلی که کرده هوای کرشم...

ای خونجگر ز قامت زینب بیا بیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط