2- دولت فدرال جهانی (با گفتگوی سویدا معانی)
معتقدم آنهایی که فکر میکنند که راهحل در معقولسازی و اصلاح روابط موجود میان کشورهاست اصلاً معقول نیستند بلکه از تغییر میترسند و مقاومت میکنند. استدلالی که شما به آن اشاره میکنید در حقیقت توجیهی است برای تداوم یک نظام اعتقادی ازکارافتاده که دولت-ملت، ناسیونالیسم و تصور خودمختاری محض را بیش از هر چیز دیگری میستاید. این افراد بعضی واقعیتهای مسلم را نادیده میگیرند. یکی از این واقعیتها این است که تاریخ بشر داستان رشد و گذر از مراحل مختلفی است که شبیه مراحل رشدی است که یک فرد از نوزادی به کودکی و دوران بلوغ طی میکند. هر کدام از این مراحل درجات بالاتری از یکپارچگی را به همراه داشته است. فرایندی که از خانواده و طایفه شروع شده و به مرور زمان وسیعتر شده و قبیله، شهر-دولت و هم اکنون ملت-دولت را دربر میگیرد. هر چند دولت-ملت نمایانگر آخرین مرحله در تکامل به سوی درجات هر چه بالاتر یکپارچگی است اما دیگر نیازهای دنیایی را که به سرعت در حال بلوغ است برآورده نمیکند. یکی از ویژگیهای مهم سازماندهی جامعه این است که باید منافع افراد در سایهی منفعت بزرگتر نوع بشر دیده شود. حال زمان آن است که تعهد بنیادیترمان، یعنی تعهد به تمامی نوع بشر را جامهی عمل بپوشانیم. این موضوع در تضاد با حفظ وفاداری و پیوند با ملت خودمان نیست و با میهندوستی ما تداخلی ندارد. اما باید مطابق زمانه حرکت کنیم و متوجه باشیم که به علت پیشرفتهای گسترده در ارتباطات، حمل و نقل و تجارت، جهان ما به یک ارگانیسم واحد تبدیل شده است. این ارگانیسم در معرض خطرات سیستماتیک قرار دارد و تنها راه مقابله با این خطرات سیستماتیک، از جمله تغییرات اقلیمی، ایجاد زیرساختهای نهادیِ جهانی است. این زیرساختها شامل نهادهایی برای تصمیمگیری جمعی و اجرای آن تصمیمات است که بتوانند این خطرات جهانی را مدیریت و رفع کنند.
واقعیت دیگری که حامیان صورت معقول دولت-ملت آن را نادیده میگیرند این است که بشر سعی کرده است که مشکلات فزایندهی خود را با اتکا بر نظامهای روابط بینالمللی حل کند که هدفشان توازن تعادل منافع میان کشورها است. اما همهی این نظامها (از جمله سازمان ملل متحد) به طرز خارقالعادهای در پرداختن به مهمترین چالشهای بشریت ناکارآمد ماندهاند. واقعیت این است که ما به حدی تکامل پیدا کردهایم که حال منافعمان در گرو یکدیگر است و در نتیجه باید نظامهای روابط بینالمللی ایجاد کنیم که بر پایهی اصل یگانگی مردم و ملتها بنا شوند و این منافع درهمتنیده را در نظر گیرند. ژان مونه، که بنیانگذار اتحادیهی اروپا به شمار میرود، این اصل را به خوبی درک کرده بود. او توانست شش کشور را قانع کند که عضو جامعهی زغالسنگ و فولاد اروپا شوند، پروژهای که در اصل فرزند فکری او بود و یکی از نخستین نهادهایی بود که بعدها اتحادیهی اروپا بر پایهی آن بنا شد. او مرتباً به اعضای هیئت مدیرهی این سازمان یادآوری میکرد که از آن جایی که منفعت تمامی اعضا به هم گره خورده است باید تمام سعی و کوشش خود و تصمیماتشان را با در نظر گرفتن منافع جمعیِ کل اعضا پیش ببرند.
اکنون ما در مرحلهای از رشد جمعی بشر قرار داریم که باید به سمت ایجاد نظام جدیدی از حکمرانیِ جهانی تغییر جهت دهیم، نظامی مبتنی بر اصول فدرالیسم که بازتابی باشد از یگانگی ما و ابزاری برای وحدت بیشتر. هرگونه ناکامی و تعلل در این حرکت به معنای پذیرش درد و رنج بیشتر برای انسانها است.
واقعیت دیگری که حامیان صورت معقول دولت-ملت آن را نادیده میگیرند این است که بشر سعی کرده است که مشکلات فزایندهی خود را با اتکا بر نظامهای روابط بینالمللی حل کند که هدفشان توازن تعادل منافع میان کشورها است. اما همهی این نظامها (از جمله سازمان ملل متحد) به طرز خارقالعادهای در پرداختن به مهمترین چالشهای بشریت ناکارآمد ماندهاند. واقعیت این است که ما به حدی تکامل پیدا کردهایم که حال منافعمان در گرو یکدیگر است و در نتیجه باید نظامهای روابط بینالمللی ایجاد کنیم که بر پایهی اصل یگانگی مردم و ملتها بنا شوند و این منافع درهمتنیده را در نظر گیرند. ژان مونه، که بنیانگذار اتحادیهی اروپا به شمار میرود، این اصل را به خوبی درک کرده بود. او توانست شش کشور را قانع کند که عضو جامعهی زغالسنگ و فولاد اروپا شوند، پروژهای که در اصل فرزند فکری او بود و یکی از نخستین نهادهایی بود که بعدها اتحادیهی اروپا بر پایهی آن بنا شد. او مرتباً به اعضای هیئت مدیرهی این سازمان یادآوری میکرد که از آن جایی که منفعت تمامی اعضا به هم گره خورده است باید تمام سعی و کوشش خود و تصمیماتشان را با در نظر گرفتن منافع جمعیِ کل اعضا پیش ببرند.
اکنون ما در مرحلهای از رشد جمعی بشر قرار داریم که باید به سمت ایجاد نظام جدیدی از حکمرانیِ جهانی تغییر جهت دهیم، نظامی مبتنی بر اصول فدرالیسم که بازتابی باشد از یگانگی ما و ابزاری برای وحدت بیشتر. هرگونه ناکامی و تعلل در این حرکت به معنای پذیرش درد و رنج بیشتر برای انسانها است.
- ۲.۴k
- ۱۵ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط