{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد دارم در غروبی سرد سرد

یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد

داد می زد : کهنه قالی می خرم

دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت اقا سفره خالی می خرید...؟
دیدگاه ها (۳)

منبع:گروه سایبری ترویج عفاف و حجاب

قابل توجه اونایی که میگن مشکی رنگش کریه است اونم فقط برای چا...

خاطره شنیدنی اکبر عبدی از حسین پناهی که خواندن آن خالی از لط...

آقای مجری: واسه چی در ُ باز گذاشتی؟فامیل دور: واسه بهار. از ...

یاد دارم در غروبی سرد سرد،می گذشت ازکوچه ما دوره گرد،داد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سردمی گذشت از کوچه ی ما دوره گردداد می...

یاد دارم در غروبی سرد سرد ، می گذشت از کوچه ما دوره گرد * دا...

یاد دارم در غروبی سرد-سرد...می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد......

یاد دارم در غروبی سرد سردمی گذشت از کوچه ما دوره گردداد می ز...

یاد دارم در غروبی سرد سرد،میگذشت از کوچه ما دوره گرد،داد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سردمی گذشت از کوچه ی ما دوره گردداد می...

یاد دارم در غروبی سرد سرد، میگذشت از کوچه ما دوره گردداد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سرد....میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط