{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❣: در انتهای بن‌بست آذر دستانم را رها کرد

❣: در انتهای بن‌بست آذر دستانم را رها کرد
گویی با اصابتِ گلوله‌ای به‌ شقیقه‌ام مواجه شده باشم!
همه چیز در یک لحظه تمام شد!
و من گم شدم
تنِ خسته و رنجورم را آرام آرام به کنجی بردم
زمستان آمد
بعد بهار
بعد تابستان
و دوباره پاییزو
دوباره آذر لعنتی
تکرارِ بی‌محتوایِ فصول
و هربار انجماد قلبم در بن‌بست آذر
تنم هنوز بوی آغوشش را می‌دهد
چند پاییز گذشته؟
چن پاییز برگ برگ به حالم گریسته است؟
من در تکرار بی‌سرانجام بن‌بست آذر گیر کرده‌ام
و هنوز آذر نماینده‌ی بن‌بست جدایی‌هاست...
دیدگاه ها (۴)

به درک ک هوا دونفرس قدم زدن تنهایی زیر بارون یه چیز دیگس . ....

ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﯽ؟؟؟؟؟ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﺩﯼ ﺭﺍ ﺩﺭﻣﺎﻥ ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۹

✨ #مـنـو_بـہ_یـادت_بـیــار✍ مـریـم سـرخـه اے 🌹 قسـمـت شـشــ...

compensation of his death __ Part 27و با برداشتن جعبه ی کمک ...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

همه باغ دلم!!!! آثار خزان دارد!!

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

پاکسازی پوست فقط همین😂😂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط