#مقن 🌱

#مقن 🌱
یه شبی مثل بقیه شبات داری تو مجازی میچرخی یدفعه یه پیامی دریافت میکنی سعی میکنی که جوابشو ندی ولی بلاخر جوابشو میدی باهاش حرف میزنی اونشب کلی حرف میزنید اون میگه تو میخندی تو میگی اون میخنده اونشب میگذره میگیری میخابی با فکر اینکه ایا فردا باز بهت پیام میده یا ن  ،  فردا میشه بلاخر بهت تکس میده تو خوشحال میشی از تکس دادنش با خودت میگی حجی این همون ادمی که من میخام ولی عقلت بهت میگه ن حجی اینم یکی مثل قبلیا ولی خوب این دلته که تصمیم میگیره واسه کارات
خلاصه میخام بگم حتا با خوندن این متن یاد کسی افتادی که قبلن یه جا ولت کرده رفته
« میخام اینو بدونی ادما فقط دنبال اینن که حوصلشون سر نره تورو وسیله ای برای خشگذرونیشون میدونن به اینکه تنهایی نگاه نکن تنهایی خیلی بهتر از عروسک خیمه شب بازی دیگران باشی »
دیدگاه ها (۰)

#سناریو #بی_تی_اس#ریاکشن وقتی از پشت بغلشون می‌کنی و میگی:...

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

«سناریو بلولاک» موضوع: به عنوان پارتنر! ایساگی: بچه مظلومه ه...

پارت ۳۱ یوجین:چی؟نه‌نه نه شیو:چته تو ؟یوجین:هیچی خب به من چه...

پارت یک رمان جدید ( هنوز اسم نداره 🤣 )

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

پارت ۲(یونا عقب عقب میره که یهو میخوره به یه نفر که با ترس ب...

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

You are mine...¹⁰-چه میدونم..دلمو خوب کن+نیلا..چرا انقدر لوس...

پارت ۳۷ (یونا تیر میخوره و اعضا و شیو یوجین همواره پشت اتاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط