سناریو سائه پارت اخر
که یهو سائه رو بایه دختر دیگه دید
خشکش زد
کیسه خرید دخترو تو دستاش گرفته بود دستاشو انداخته بود روشونس
نویسنده: ا/ت رفت نزدیک سائه و یه چک بهش زد
ا/ت: مگه من برات چی کم گذاشتم عوضی!(با داد)
نویسنده: سائه پشمام ریخته بود (حالم حال سائه😅)
همرا عصبانیت ا/ت اشکاش سرازیر میشد
و اونجا رو ترک کرد
دختره: هوم اون کی بود دیگه میشناختیش به چه جرئت زد تو گوشش برم حسابشو برسم؟
سائه: خفه شو
نویسنده: سائه اون دختره رو ول کرد با تموم سرعتش رفت دنبال ا/ت
و بهش رسید
داشت نفس نفس میزد ا/ت هم ازش دور تر میشد
و سائه دستشو کشید به سمت خود
سائه: ا/ت لطفا.....یه لحظه صبر کن
ا/ت: چیزی ندارم که بخوام بهت بگم پس برو دستمو ول کن !
سائه: باور کن اینطوری نبود داشتیم نقش بازی میکردیم
ا/ت: با اون! من بودم میدونستی یا یادت رفته بود
نویسنده: سائه قضیه رو تعریف میکنه ولی فایده ای نداره البته بماند که ا/ت حق داره سائه زیاد به دختره نزدیک شده بود
ا/ت: تو یه ادم عوضی پولداری حالا این پروژه رو قبول نمیکردی میمردی پول کمتری به جیب بزنی
ا/ت: انگارم خوشت اومده بود خوب بهش چسبیده بودی
سائه: ا/ت......من...من ...مم..م
ا/ت: ببین حتی نمیتونی یه معذرت خواهی کنی
من فقط برای سرگرمیت بود اره؟
سائه: نه اینطور نیست من فقط میخواس_
ا/ت: دیگه هیچی نگو
سائه: گوش کن ..... ..من میخواستم همه چیز خوب پیش بره
میخواستم با پول اون پروژه برای تو ماشین بخرم
سائه: اگه اگه معذرت خواهی کنم منو میبخشیدی؟
ا/ت: .....نه کامل
اصلا میتونی به زبونش بیاری
سائه: من متاسفم
ا/ت: بلند تر
سائه: متاسفمممممممممممم
ا/ت: هوم خوبه ولی حق نداری بهم دیگه زیاد نزدیک شی
و این بود پایان سناریو شایدم ا/ت سائه رو بخشیده بود ولی هنوز ته دلش از دلخور بود
خشکش زد
کیسه خرید دخترو تو دستاش گرفته بود دستاشو انداخته بود روشونس
نویسنده: ا/ت رفت نزدیک سائه و یه چک بهش زد
ا/ت: مگه من برات چی کم گذاشتم عوضی!(با داد)
نویسنده: سائه پشمام ریخته بود (حالم حال سائه😅)
همرا عصبانیت ا/ت اشکاش سرازیر میشد
و اونجا رو ترک کرد
دختره: هوم اون کی بود دیگه میشناختیش به چه جرئت زد تو گوشش برم حسابشو برسم؟
سائه: خفه شو
نویسنده: سائه اون دختره رو ول کرد با تموم سرعتش رفت دنبال ا/ت
و بهش رسید
داشت نفس نفس میزد ا/ت هم ازش دور تر میشد
و سائه دستشو کشید به سمت خود
سائه: ا/ت لطفا.....یه لحظه صبر کن
ا/ت: چیزی ندارم که بخوام بهت بگم پس برو دستمو ول کن !
سائه: باور کن اینطوری نبود داشتیم نقش بازی میکردیم
ا/ت: با اون! من بودم میدونستی یا یادت رفته بود
نویسنده: سائه قضیه رو تعریف میکنه ولی فایده ای نداره البته بماند که ا/ت حق داره سائه زیاد به دختره نزدیک شده بود
ا/ت: تو یه ادم عوضی پولداری حالا این پروژه رو قبول نمیکردی میمردی پول کمتری به جیب بزنی
ا/ت: انگارم خوشت اومده بود خوب بهش چسبیده بودی
سائه: ا/ت......من...من ...مم..م
ا/ت: ببین حتی نمیتونی یه معذرت خواهی کنی
من فقط برای سرگرمیت بود اره؟
سائه: نه اینطور نیست من فقط میخواس_
ا/ت: دیگه هیچی نگو
سائه: گوش کن ..... ..من میخواستم همه چیز خوب پیش بره
میخواستم با پول اون پروژه برای تو ماشین بخرم
سائه: اگه اگه معذرت خواهی کنم منو میبخشیدی؟
ا/ت: .....نه کامل
اصلا میتونی به زبونش بیاری
سائه: من متاسفم
ا/ت: بلند تر
سائه: متاسفمممممممممممم
ا/ت: هوم خوبه ولی حق نداری بهم دیگه زیاد نزدیک شی
و این بود پایان سناریو شایدم ا/ت سائه رو بخشیده بود ولی هنوز ته دلش از دلخور بود
- ۱۸.۸k
- ۰۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط