سراپا آتشم
سراپا آتشم
تا قیامت می دهد گرمی به دنیا آتشم
آفتاب روشنم ، نسبت مکن با آتشم
شعله خیزد از دل بحر خروشان جای موج
گر بگیرد یک نفس در هفت دریا آتشم
چیست عالم ؟ آتشی با آب و خاک آمیخته
من نه از خاکم نه از آبم ، که تنها آتشم.
شمع لرزان وجودم را ، شبی آرام نیست
روزها افسرده ام چون آب و شب ها آتشم
اشک جانسوزم ، اثرها چون شرر باشد مرا
قطره ی آبم به چشم خلق ، اما آتشم.
در رگ و در ریشه ی من این همه گرمی ز چیست ؟
شور عشقم ، یا شراب کهنه ام ، یا آتشم ؟
از حریم خواجه ی شیراز می آیم رهی
پای تا سر مستی و شورم ، سراپا آتشم..
بیاد شادروان ..رهی
تا قیامت می دهد گرمی به دنیا آتشم
آفتاب روشنم ، نسبت مکن با آتشم
شعله خیزد از دل بحر خروشان جای موج
گر بگیرد یک نفس در هفت دریا آتشم
چیست عالم ؟ آتشی با آب و خاک آمیخته
من نه از خاکم نه از آبم ، که تنها آتشم.
شمع لرزان وجودم را ، شبی آرام نیست
روزها افسرده ام چون آب و شب ها آتشم
اشک جانسوزم ، اثرها چون شرر باشد مرا
قطره ی آبم به چشم خلق ، اما آتشم.
در رگ و در ریشه ی من این همه گرمی ز چیست ؟
شور عشقم ، یا شراب کهنه ام ، یا آتشم ؟
از حریم خواجه ی شیراز می آیم رهی
پای تا سر مستی و شورم ، سراپا آتشم..
بیاد شادروان ..رهی
- ۱.۸k
- ۰۳ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط