{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز کن پنجرهها را که نسیم

باز کن پنجرهها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچله ها
برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست
باز کن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی
تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چهکرد
هیچ یادت هست
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
 با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
خاک جان یافته است
 تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتاگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن
 

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۳)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

ادامه پارت بعدی

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ هر بار که این ج...

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

ابلیس

باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد...

باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد...

حالیا معجزه باران را باور کنو سخاوت را در چشم چمنزار ببینو م...

باز کن پنجرهها را که نسیمروز میلاد اقاقی ها راجشن میگیردو به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط