1- دولت فدرال جهانی (با گفتگوی سویدا معانی)
منظورم از فدرالیسم جهانی وضعیتی است که ملتهای جهان با میل و رضایت خود گرد هم میآیند و در قالب یک ابرملت فدرال به وحدت میرسند. با این اقدام، آنها به تشکیل یک دولت مرکزی تن میدهند و رضایتمندانه بخشی از قدرت خود را به آن واگذار میکنند. البته این دولت مرکزی مرجعیت و اقتدار محدودی دارد تا بتواند برای برطرف کردن نیازها و چالشهای جمعی این ملتها اقدام کند. منظورم نیازها و چالشهایی است که تنها از طریق تصمیمگیری و اعمال قدرتِ جمعی حل خواهند شد، نیازهایی همچون توزیع منصفانهی منابع ضروری انرژی یا چالشهایی مثل بیماری عالمگیر ویروس کرونا، تغییرات اقلیمی یا گسترش جنگافزارهای هستهای. در این وضعیت، تقریباً تمام قدرت دولت-ملتها برای حل مشکلات محلی حفظ خواهد شد. یک نمونه از چنین اقداماتی را میتوان در ایالات متحده دید که از کنفدراسیونی شامل ایالتهایی با ارتباطات ضعیف به اتحادیهی یکپارچهای متشکل از ۵۰ ایالت تبدیل شد.
همیشه تعجب میکنم که چطور عدهای خواست ایجاد یک اتحادیهی جهانی را «آرمانگرایانه» میدانند. این طور که من واقعیت اجتماعی را درک میکنم به نظرم جوامع انسانی از جنبههای متعددی از جمله در علم و فناوری پیشرفت کردهاند اما در شکلدهی به نهادهای حکمرانیِ جهانی که بتوانند نیازهای این مرحله از پیشرفت جمعی بشر در قرن ۲۱ و بعد از این را برآورده کنند هنوز عقب هستیم. باورش سخت است که هر چند مدتهاست که پیچیدهترین مشکلات ما ماهیتی جهانی دارند اما همچنان فاقد نهادهای تصمیمگیری و اعمال قدرت جمعیای هستیم که بتوانند با این مشکلات به نحوی مؤثر برخورد کنند. در عوض، همانطور که اشاره کردید، میخواهیم چالشهای جهانی را با اتکا بر نظام ازکارافتادهی تصمیمگیری ملی جلو ببریم که ریشه در منافع ملی دارد و بدون همکاری سیستماتیک با دیگران پیش میرود. حالا بیایید ببینیم که این نظام ما را به کجا رسانده است: بیماری عالمگیر ویروس کرونا در حال شدت گرفتن است و درد و رنج جسمی و روانی فراوانی ایجاد کرده و در نبرد با این بیماری در حال از پا در آمدن هستیم. علاوه بر این، مدیریت نامناسب این بیماری عالمگیر به رکودی اقتصادی دامن زده که پیشبینی میشود از رکود بزرگ (Great Depression) هم شدیدتر باشد. همهی اینها در حالی اتفاق میافتد که در پرداختن به سایر بحرانهای جهانی مثل گسترش جنگافزارهای هستهای، نقض فاحش حقوق بشر، و بحرانهای مالی جهانی هم نتوانستهایم موفق عمل کنیم. در نتیجه، به نظرم اصلاً واقعگرا نیستیم. در عوض، با سماجت سرمان را مثل کبک در برف کردهایم. «واقعگرا» بودن مستلزم این است که بپذیریم در جهان بههمپیوستهی امروز این رویکرد به حل مسئله که هر ملتی راه خود را برود غیرتاریخی و نابهنجار است و به طرز تأسفباری با شکست مواجه شده است. بخشی از «واقعگرا» بودن این است که این واقعیت را بپذیریم که تمامی مردمان و ملتها به طرز بیسابقهای بههمپیوسته و بههموابستهاند.
بخشی از «واقعگرا» بودن این است که این واقعیت را بپذیریم که تمامی مردمان و ملتها به طرز بیسابقهای بههمپیوسته و بههموابستهاند.
همانطور که کیشور محبوبانی، دیپلمات سنگاپوری و رئیس پیشین شورای امنیت سازمان ملل متحد، به شیوایی بیان کرده پیش از این دنیای ما شامل ۱۹۳ قایق بود که در دریایی جهانی شناور بودند اما اکنون یک کشتی داریم که شامل ۱۹۳ کابین است. اگر چه هر یک از کابینها خدمهای دارد که به نیازها و قوانین داخلی آن رسیدگی میکنند اما کل کشتی فاقد کاپیتان یا خدمه است. این وضعیت کشتی را در مواقع طوفان در خطر بزرگی قرار میدهد و احتمال غرق شدن آن زیاد است. من فکر میکنم این تشبیه بسیار دقیقی برای وضعیت فعلی جهان است. بیماری عالمگیر ویروس کرونا طوفانی است که سلامتی ما را با خطر جدی مواجه کرده است. این واقعیت که این بیماری عالمگیر با رکود جهانی همراه شده، آن هم در وضعیتی که در حال دست و پنجه نرم کردن با پیامدهای مصیبتبار تغییرات اقلیمی هستیم، وضعیت را خطرناکتر هم میکند. واقعگرا بودن مستلزم این است که چشمهایمان را باز کنیم، واقعیت فعلیمان را بپذیریم و به سرعت انتخابهای هوشمندانهای کنیم که ما را از این هرج و مرج نجات دهد. به اعتقاد من راهحل در ایجاد نوعی نظام حکمرانی فدرال جهانی است.
همیشه تعجب میکنم که چطور عدهای خواست ایجاد یک اتحادیهی جهانی را «آرمانگرایانه» میدانند. این طور که من واقعیت اجتماعی را درک میکنم به نظرم جوامع انسانی از جنبههای متعددی از جمله در علم و فناوری پیشرفت کردهاند اما در شکلدهی به نهادهای حکمرانیِ جهانی که بتوانند نیازهای این مرحله از پیشرفت جمعی بشر در قرن ۲۱ و بعد از این را برآورده کنند هنوز عقب هستیم. باورش سخت است که هر چند مدتهاست که پیچیدهترین مشکلات ما ماهیتی جهانی دارند اما همچنان فاقد نهادهای تصمیمگیری و اعمال قدرت جمعیای هستیم که بتوانند با این مشکلات به نحوی مؤثر برخورد کنند. در عوض، همانطور که اشاره کردید، میخواهیم چالشهای جهانی را با اتکا بر نظام ازکارافتادهی تصمیمگیری ملی جلو ببریم که ریشه در منافع ملی دارد و بدون همکاری سیستماتیک با دیگران پیش میرود. حالا بیایید ببینیم که این نظام ما را به کجا رسانده است: بیماری عالمگیر ویروس کرونا در حال شدت گرفتن است و درد و رنج جسمی و روانی فراوانی ایجاد کرده و در نبرد با این بیماری در حال از پا در آمدن هستیم. علاوه بر این، مدیریت نامناسب این بیماری عالمگیر به رکودی اقتصادی دامن زده که پیشبینی میشود از رکود بزرگ (Great Depression) هم شدیدتر باشد. همهی اینها در حالی اتفاق میافتد که در پرداختن به سایر بحرانهای جهانی مثل گسترش جنگافزارهای هستهای، نقض فاحش حقوق بشر، و بحرانهای مالی جهانی هم نتوانستهایم موفق عمل کنیم. در نتیجه، به نظرم اصلاً واقعگرا نیستیم. در عوض، با سماجت سرمان را مثل کبک در برف کردهایم. «واقعگرا» بودن مستلزم این است که بپذیریم در جهان بههمپیوستهی امروز این رویکرد به حل مسئله که هر ملتی راه خود را برود غیرتاریخی و نابهنجار است و به طرز تأسفباری با شکست مواجه شده است. بخشی از «واقعگرا» بودن این است که این واقعیت را بپذیریم که تمامی مردمان و ملتها به طرز بیسابقهای بههمپیوسته و بههموابستهاند.
بخشی از «واقعگرا» بودن این است که این واقعیت را بپذیریم که تمامی مردمان و ملتها به طرز بیسابقهای بههمپیوسته و بههموابستهاند.
همانطور که کیشور محبوبانی، دیپلمات سنگاپوری و رئیس پیشین شورای امنیت سازمان ملل متحد، به شیوایی بیان کرده پیش از این دنیای ما شامل ۱۹۳ قایق بود که در دریایی جهانی شناور بودند اما اکنون یک کشتی داریم که شامل ۱۹۳ کابین است. اگر چه هر یک از کابینها خدمهای دارد که به نیازها و قوانین داخلی آن رسیدگی میکنند اما کل کشتی فاقد کاپیتان یا خدمه است. این وضعیت کشتی را در مواقع طوفان در خطر بزرگی قرار میدهد و احتمال غرق شدن آن زیاد است. من فکر میکنم این تشبیه بسیار دقیقی برای وضعیت فعلی جهان است. بیماری عالمگیر ویروس کرونا طوفانی است که سلامتی ما را با خطر جدی مواجه کرده است. این واقعیت که این بیماری عالمگیر با رکود جهانی همراه شده، آن هم در وضعیتی که در حال دست و پنجه نرم کردن با پیامدهای مصیبتبار تغییرات اقلیمی هستیم، وضعیت را خطرناکتر هم میکند. واقعگرا بودن مستلزم این است که چشمهایمان را باز کنیم، واقعیت فعلیمان را بپذیریم و به سرعت انتخابهای هوشمندانهای کنیم که ما را از این هرج و مرج نجات دهد. به اعتقاد من راهحل در ایجاد نوعی نظام حکمرانی فدرال جهانی است.
- ۲.۴k
- ۱۵ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط