بـبـخــش اگــه دنـیـاتــو مـیـفــروشــم بـه یـه نــگاه عـ

بـبـخــش اگــه دنـیـاتــو مـیـفــروشــم بـه یـه نــگاه عـشـقـم . .





بـبـخــش اگـه یـکی رو دارم بــرام خـــدایـی مـیـکـنـه . . .



بـبـخــش اگـه عـشـقـمـو بـیـشـتـر از جـونی که تــو بـهـم دادی ،



دوســـღــــش دارم !



بـبـخــش اگـه بـعـضی وقـتـا ســرت داد زدمــو عـشقـمـو ازت خــواسـتم . . .



بـبـخــش اگـه یـه مـوقـعـهـایــی عــاشـقــانــه مـیــپـرستـمـش . . .



بـبـخــش اگـه آرامــــــ♥️ــــشم خــلاصــه مـیـشــه تــو صــداش . . .



خــــدایـــا !



بـبـخــش اگـه مـیـخـوام دنــیـا نـباشـــه ، اگــه اونـیکـه دنــیـامــه نـبـاشــــه . . .
دیدگاه ها (۳)

گفت:خب تو میدونی که من چقدر سه تا دخترعمو دوست دارم و جونم ه...

تصادف نزریک محل کارم

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

آخرین باری که باهات خداحافظی کردم بهت گفتم که قول بده زود زو...

عشق منp58ا.ت:جیمین بدش به منجیمین:ا.ت ازت یه سوال پرسیدما.ت:...

سناریو ریندو

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

dark life = 33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط