{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته‌ای

ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته‌ای
دشمن از دوست ندانسته و نشناخته‌ای

من ز فکر تو به خود نیز نمی‌پردازم
نازنینا تو دل از من به که پرداخته‌ای

چند شب‌ها به غم روی تو روز آوردم
که تو یک روز نپرسیده و ننواخته‌ای

گفته بودم که دل از دست تو بیرون آرم
بازدیدم که قوی پنجه درانداخته‌ای

تا شکاری ز کمند سر زلفت نجهد
ز ابروان و مژه‌ها تیر و کمان ساخته‌ای

لاجرم صید دلی در همه شیراز نماند
که نه با تیر و کمان در پی او تاخته‌ای

ماه و خورشید و پری و آدمی اندر نظرت
همه هیچند که سر بر همه افراخته‌ای

با همه جلوه طاووس و خرامیدن کبک
عیبت آنست که بی مهرتر از فاخته‌ای

هر که می‌بیندم از جور غمت می‌گوید
سعدیا بر تو چه رنجست که بگداخته‌ای

بیم ماتست در این بازی بیهوده مرا
چه کنم دست تو بردی که دغل باخته‌ای

سعدی
دیدگاه ها (۲)

حسن مصطفایی دهنوی

به مناسبت پنجاهمین پست 🌷 ای که پنجاه رفت و در خوابیمگر این پ...

جانم😎

جانا

بنازم

بک بدیم؟تا  ‌𝟦 ‌ ‌ با فول / بی فول

مخواطب؟عشقمم خودش میدونہ سوال پست:مخواطب دارہ؟مخاطبو تک کن ب...

🔹🔷༺༒︎ @nouyan ༒︎༻🔷🔹 #شاید منم‌یکیو ازدست دادم که بخاطر نبودن...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»گزارهٔ...

کاردستی توپ جام جهانی ۲۰۲۶ گرن استار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط