-پنجره را ببند

-پنجره را ببند
تا صدای ترکیدن بغضم را نشنوند
میخواهم کتاب دردناک زن در زنجیر
را نجوا کنم.

#آذر_گرامی
#deep_feeling
دیدگاه ها (۱)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p63کتابخانه در سکوت فرو رفته بود.صدای بار...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت دوازدهم 𓆪ات چند لحظه به جیمین خیره مان...

تکاپو پارت 109:بطری ها🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍از مأموریت ایستگاه قطار چند ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁴همه‌چیز بیش از حد آروم بود..آروم‌تر ...

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇20ویو هویج:روز بعد، مدرسه مثل همیشه ...

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت یازدهم | انتخاب منزن هنوز جلوی در ایستاد...

dark life = 34سه روز از شب اعتراف گذشته بود. سه روزی که تهیو...

چند پارتی

هم‌سلولی خطرناک (part6)دختر لبخند پر رنگی زد و روی پا های جو...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط