عشقِ من سر به دلِ یار زدن ممنوع است بوسه بر گونه ی دلدار
عشقِ من سر به دلِ یار زدن ممنوع است بوسه بر گونه ی دلدار زدن ممنوع است قصد دارم بزنم شاهرگ دستِ خودم حیف در شهرِ شما دار زدن ممنوع است ! حق نداریم که تنهایی مان پر بکنیم قُلِ قِلیان ، پکِ سیگار زدن ممنوع است مُردَم از بس که سکوتیدم ! و حرفی نزدم آه در شهرِ شما جار زدن ممنوع است گریه در شهرِ شما اوجِ مسلمانی بود شعر خُنیاگر و گیتار زدن ممنوع است وقتی از شیوه ی دینداریِ خود نان بخوری شیخ فرمود دم از کار زدن ممنوع است! باز هم نشئگی ام بار بزن نشئه شوم بنگِ این شعر اگر بار زدن ممنوعِ است
- ۲.۰k
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط