نام رمان : نجوای شیطان

نام رمان : نجوای شیطان
نویسنده : سپیده فرهادی کاربر انجمن نودهشتیا
خلاصه داستان :
می گویند مرا آفریدند از استخوان دنده چپ مردی به نام آدم
حوایم نامیدند یعنی زندگی ، تا در کنار آدم یعنی انسان همراه و هصدا باشم
میگویند میوه سیب را من خوردم ، شاید هم گندم را و مرا به نزول انسان از بهشت محکوم می نمایند
بعد از خوردن گندم و یا شاید سیب ، چشمان شان باز گردید مرا دیدند
مرا در برگ ها پیچیدند مرا پیچیدند در برگ ها ، تا شاید راه نجاتی را از معصیتم پیدا کنند
نسل انسان زاده منست
من … حوا … فریب خورده شیطان
www.98ia.com
nafas
سلااااااام
من ااااومدمممممممممم
دیدگاه ها (۱)

می گویندمرا آفریدند از استخوان دنده ی چپ مردی به نام آدمحوای...

شاید شعار است این شعور شعر تو در توهر کس به میزان شکارش مشک ...

✿◕ ابلیس و شیاطین در غدیر چه میکردند؟ ◕✿ در این ایام با بر...

ایران اصلا برای مبتدی ها نیست. 𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦...

هالووین جالب

داداش ظالم

هالووین جالب

𓆩🖤𓆪 𝕷𝖎𝖐𝖊 • 𝕱𝖔𝖑𝖑𝖔𝖜 • 𝕮𝖔𝖒𝖒𝖊𝖓𝖙 • 𝕽𝖊𝖕𝖔𝖘𝖙 𓆩🖤𓆪⛓️ یادت نره بامرام ⛓...

کاردستی کیوت

🔹🔷༺༒︎ @nouyan ༒︎༻🔷🔹 چجوری بهت بگم که دوست دارم؟@elhaum

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط