این روزها زیادی ساکــت شده ام

این روزها زیادی ساکــت شده ام

نمی دانم چــرا حرف هایم به جای گلـــو

از چشـــم هایم بیرون می آیند …
دیدگاه ها (۴)

‏«کلماتی که از دل بر می‌آیند هرگز بیان نمی‌شوند، در گلو گیر ...

می دانم دیگر نمی آییاما هنوز چشم به راهم...💔

و نمی‌دانمبا وجود این روزهای طولانیعمر مردم چرا زود به آخر م...

👌محسن رضایی: اگر آمریکایی‌ها جدی هستند، بگذارند سربازانشان ب...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

.یاد نبودنت که می افتم دلم گریه می خواهد گریه ای از ته دل تا...

نمی‌دانم چه کار کنم.بروم و سرم را به درخت ها بکوبم،داد بزنم،...

با چشم هایت حرف دارممی خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگوی...

می‌دانم که پایان این داستانِ خیالی به جایی ختم نمی‌شود؛ اما ...

می‌دانستید امام زمان دوستانی دارند که به آن‌ها می‌گویند «رجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط