من بنده ی توام....
من بنده ی توام....
بنده نگاه به صاحبش می کند....
من بنده ای هستم که به
بند محبت تو زنجیر شده ام....
کسی مرا وادار نکرد تا در
بند تو باشم....
من این بندها را برگزیدم ....
چرا که از تو محبتی دیدم
که طعمش زیر دندانم ماند.....
وقتی بنده عاشق صاحبش باشد
مدام به او نگاه می کند
و آرزویش می شود
این که روزی کمی
شبیه صاحبش شود....
من بنده ی عاشقی هستم
که چشم از تو بر نمی دارم....
و هرچند کوچک و ناچیز و کمم
اما آنقدر به من لطف داشته ای
و آنقدر مرا از توجه همه جانبه ات برخوردار کرده ای که جرات می کنم تا در دلم آرزو کنم
که روزی شبیه تو باشم....
الهی ....
مرا شبیه خودت کن....
مرا هر روز بیشتر
شبیه خودت کن....
ای صاحب بی نظیر من ....
بنده نگاه به صاحبش می کند....
من بنده ای هستم که به
بند محبت تو زنجیر شده ام....
کسی مرا وادار نکرد تا در
بند تو باشم....
من این بندها را برگزیدم ....
چرا که از تو محبتی دیدم
که طعمش زیر دندانم ماند.....
وقتی بنده عاشق صاحبش باشد
مدام به او نگاه می کند
و آرزویش می شود
این که روزی کمی
شبیه صاحبش شود....
من بنده ی عاشقی هستم
که چشم از تو بر نمی دارم....
و هرچند کوچک و ناچیز و کمم
اما آنقدر به من لطف داشته ای
و آنقدر مرا از توجه همه جانبه ات برخوردار کرده ای که جرات می کنم تا در دلم آرزو کنم
که روزی شبیه تو باشم....
الهی ....
مرا شبیه خودت کن....
مرا هر روز بیشتر
شبیه خودت کن....
ای صاحب بی نظیر من ....
- ۳.۴k
- ۰۴ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط