𝑀𝑂𝑂𝑁 𝐿𝐼𝐺𝐻𝑇 𝑝𝑎𝑟𝑡①④
از زبانه ا/ت
سه صبح بیدار شدم
تهیونگ خیلی اومده بود جلو تر
چ.چی بگم!
سرش بجای اینکه رو دلم باشه رو شونه هام بود
کلا روم خوابیده بود
و...دستاش جای بدی بود
دستاش و دقیقا گذاشته ود رو سینه هام
دستش و آروم برداشتم
ولی بدتر سرش و گذاشت رو سینه هام
کلافه شده بودم
چون سینه هام داشت درد میگرفت
تهیونگ سرش و گرفت بالا
چشماش بسته بود
ولی انگار خواب و بیدار بود
ا/ت=چه عجب!..پاشدی!...سینه هام پرس شد!
تهیونگ=بالشته خیلی نرم و گنده بود...گردنم درد گرفت😴
ا/ت=کوفت پدصگه منحرف
خواستم پاشم که ته روم خوابش برد
خیلی سنگین بود
انگار دارم خفه میشم
ودی وقتی چشمم به قیافه کیوتش میخورد که اونجوری خواب بود
دلم نمیومد چیزی بگم
یهو ته پاشد و منو از رو مبل بلند کرد
خودش خوابید رو مبل
خواستم برم که دستم و گرفت
ته=منظورم این نبود که بری...
دستم و کشید و افتادم تو بغلش
ضربانه قلبمون تند شد
ته=توهم یبار تو بغله من بخواب
ا/ت=اگه خروپوفات اجازه بدن!
ته=دروغ نگو من خروپوف نمیکشم!
ا/ت=چرا میکشی!کره کور
ته خندش میگیره
یه چند دیقه بعد ته خوابش میبره
منم تو بغلش داشت خوابم میبرد
توذهنه ا/ت
وقتی بغلم میکنه احساسه ارامش میکنم
حسه خوبیه
لبخند زدم
ولی باید خودش تلاش کنه که بدستم بیاره😏
#ا/ت_گنگ_بالا
خوابت میبره
فردا صبح
این تهیونگه خر هنوز خواب بود
هرچند 6 صبح بود
اروم از روش پاشدم و یه دوش گرفتم
چون خونه ته بودیم یکی از هودیاش و پوشیدم
خونش از باغه وحشم کثیف تر بود
صد رحمت به باغه وحش
نشستم و دونه به دونه جاهای خونه رو تمیز کردم
یه نفسه عمیق کشیدم
ا/ت=تموم شد!😯
نشستم و صبحونه اماده کردم
همچنان اقا خواب بود
ساعته 8 تمرین داشتن
الان هفت بود
گذاشتم بخوابه
بخاریا رو خاموش کردم
خوشم نمیاد از بخاری...انگاری نفسه ادم و میبره
وسط زمستون بود هفت صبح خونه کامل یخ بود
ته هم داشت یخ میزد که یه پتو رفتم انداختم روش
یه ربع بعد تهیونگ بیدار شد
ته=سلام😴
ا/ت=سلام سلام...پاشو صبحونه امادس
داشتم سوسیسا رو سرخ میکردم که ته از پشت اومد بغلم کرد
ته=دیشب خیلی راحت خوابیدم..خیلی سبکی...انگاری عروسک و بغل کرده بودم و خوابیده بودم
لبخند زدم
ا/ت=برو الان دیگه صبحونه رو میارم!
نشستیم و صبحونه خوردیم
یه سوسیس برداتم گذاشتم دهنه تهیونگ
سه صبح بیدار شدم
تهیونگ خیلی اومده بود جلو تر
چ.چی بگم!
سرش بجای اینکه رو دلم باشه رو شونه هام بود
کلا روم خوابیده بود
و...دستاش جای بدی بود
دستاش و دقیقا گذاشته ود رو سینه هام
دستش و آروم برداشتم
ولی بدتر سرش و گذاشت رو سینه هام
کلافه شده بودم
چون سینه هام داشت درد میگرفت
تهیونگ سرش و گرفت بالا
چشماش بسته بود
ولی انگار خواب و بیدار بود
ا/ت=چه عجب!..پاشدی!...سینه هام پرس شد!
تهیونگ=بالشته خیلی نرم و گنده بود...گردنم درد گرفت😴
ا/ت=کوفت پدصگه منحرف
خواستم پاشم که ته روم خوابش برد
خیلی سنگین بود
انگار دارم خفه میشم
ودی وقتی چشمم به قیافه کیوتش میخورد که اونجوری خواب بود
دلم نمیومد چیزی بگم
یهو ته پاشد و منو از رو مبل بلند کرد
خودش خوابید رو مبل
خواستم برم که دستم و گرفت
ته=منظورم این نبود که بری...
دستم و کشید و افتادم تو بغلش
ضربانه قلبمون تند شد
ته=توهم یبار تو بغله من بخواب
ا/ت=اگه خروپوفات اجازه بدن!
ته=دروغ نگو من خروپوف نمیکشم!
ا/ت=چرا میکشی!کره کور
ته خندش میگیره
یه چند دیقه بعد ته خوابش میبره
منم تو بغلش داشت خوابم میبرد
توذهنه ا/ت
وقتی بغلم میکنه احساسه ارامش میکنم
حسه خوبیه
لبخند زدم
ولی باید خودش تلاش کنه که بدستم بیاره😏
#ا/ت_گنگ_بالا
خوابت میبره
فردا صبح
این تهیونگه خر هنوز خواب بود
هرچند 6 صبح بود
اروم از روش پاشدم و یه دوش گرفتم
چون خونه ته بودیم یکی از هودیاش و پوشیدم
خونش از باغه وحشم کثیف تر بود
صد رحمت به باغه وحش
نشستم و دونه به دونه جاهای خونه رو تمیز کردم
یه نفسه عمیق کشیدم
ا/ت=تموم شد!😯
نشستم و صبحونه اماده کردم
همچنان اقا خواب بود
ساعته 8 تمرین داشتن
الان هفت بود
گذاشتم بخوابه
بخاریا رو خاموش کردم
خوشم نمیاد از بخاری...انگاری نفسه ادم و میبره
وسط زمستون بود هفت صبح خونه کامل یخ بود
ته هم داشت یخ میزد که یه پتو رفتم انداختم روش
یه ربع بعد تهیونگ بیدار شد
ته=سلام😴
ا/ت=سلام سلام...پاشو صبحونه امادس
داشتم سوسیسا رو سرخ میکردم که ته از پشت اومد بغلم کرد
ته=دیشب خیلی راحت خوابیدم..خیلی سبکی...انگاری عروسک و بغل کرده بودم و خوابیده بودم
لبخند زدم
ا/ت=برو الان دیگه صبحونه رو میارم!
نشستیم و صبحونه خوردیم
یه سوسیس برداتم گذاشتم دهنه تهیونگ
۲۴.۸k
۲۲ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۹)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.