{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی با مشت هایش قبلم را میشکست

وقتی با مشت هایش قبلم را میشکست
همه ی فکرم این بود...
مبادا دستانش زخمی شود
چه شد آخر قسم هایش!!!
دیدگاه ها (۱)

..

.

بچه ها لایک کنین دیگه...:'(

حــــــــالِ 《خَرابــــــــ..》هِي بِــــــ...

کاش سوره ای به نام"پدر"بودکه این گونه آغاز میشد:قسم بر پینه ...

از نظر هممون رابطه ی این دو بزرگوار عالی بود تا وقتی که به ق...

💜💜قسم بہ غروب پاییزو بہ پچ‌پچ‌هاے عاشقانه‌ے برگ‌هاے در حال ا...

مادر بزرگم آخرِ همه ی تلفن هایش میگفت:کاری نداشتم که!زنگ زده...

𝐒𝐇𝐀𝐃𝐌𝐄𝐇𝐑 𝐀𝐆𝐇𝐈𝐋𝐈 🎻قـسـم بــهپـایـیـزی کـهـ در راه اسـت ،و بــ...

ننک است برای ما پریشان باشیميا زیر بلیط زورگویان باشیمتا آخر...

وقتی دیدمش، پرنده‌ای بود زخمی و نیمه‌جان؛بی‌پناه و خسته، با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط