فیک توکیو ریونجرز پارت 9
خسته شدم ولی بریم برای پارت
خلاصه که فرار کردن .
*فردا صبح *
نرو :*اربده*بیدار شید توله سگاااااااااااااااا.
یوری : ببند اون گاله ی مبارک را توله سگ *(سانسور)
یورو : خونه آتیش گرفته؟ عه ریندو .
یوری : هنوز فروزش بالا نیومده .
نرو :اون با من . آر دازای اومده دنبالت برید خودکشی .
یورو : کو؟ کی؟ کِی؟ کجا ؟
نرو : دروغ گفتم
*بعد از نیم ساعت کتک خوردن *
نرو : *خونریزی از سر * ای سرم داره گیج میره .
یورو : خسته شدم .
یوری : چه منظره ای 😎
یورو و نرو : ببند .
یوری : اصلا چی شد اینقدر زود بیدار شدی ؟
نرو : باید بریم امروز داخل انبار مایکی با یه چند نفری ملاقات داره باید بریم فالگوش وایسیم .
یوری : بد بخت شدیم
یورو : من چون مطمنن یه اتفاقی قراره بیافته پایه هستم
نرو : راستی من این خونه رو فروختم شما هم بفروشید بریم یه خونه با هم بگیریم .
یورو : عالییییه
یوری : با شما دوتا تو یه خونه عمراً
نرو و یورو : *لبخند شیطانی *
ویو راوی : یه خونه ی بزرگ برای سه نفرشون گرفتن و همه ی وسایل رو انتقال دادن و رفتن سمت انبار و داخل انبار و یه جایی قایم شدن و فالگوش وایسادن .
یوری : فوضولی گل کرد ..فارسی .
یورو : همچنین ..فارسی .
یوری : خب پار بنال چی قراره بشه ..فارسی.
نرو : خب ...
یورو : ببند اومدن .
ویو راوی : یکم بعد یهو تاکه میتچی اومد و گفت که نباید با مبیوس مبارزه کنن و از پاه _ چین هم کتک خورد .
دراکن : به نظرم بهتره یکم تحقیق کنیم .
مایکی : تو الان داری با من مخالفت میکنی؟
دراکن : من همچین چیزی نگفتم .
مایکی: اما به نظر من که اینطور بود .
*پچ پچ سه اسکل *
نرو : بچه ها باید یه غلطی کنیم .
یورو : چون دراکن چاغو خورد .
یوری : یهنی اون اژدها هه میمیره .
نرو : اژدها؟ ها؟ نه تاکه نجاتش میده .
یورو : خب ... پس تاکه حواسش هست .
نرو : آره اما باید کمکش کنیم .
یورو : داستان کاملا داره طبق انیمه پیش میره چه غلطی بخوریم ؟
یوری : مگه نگفتی تاکه درستش میکنه
یورو : راس میگه بهتره دخالت نکنیم
نرو : داداش اینجوری انگار داریم با جون کن قمار ميکنيم. *داد*
پایان
خلاصه که فرار کردن .
*فردا صبح *
نرو :*اربده*بیدار شید توله سگاااااااااااااااا.
یوری : ببند اون گاله ی مبارک را توله سگ *(سانسور)
یورو : خونه آتیش گرفته؟ عه ریندو .
یوری : هنوز فروزش بالا نیومده .
نرو :اون با من . آر دازای اومده دنبالت برید خودکشی .
یورو : کو؟ کی؟ کِی؟ کجا ؟
نرو : دروغ گفتم
*بعد از نیم ساعت کتک خوردن *
نرو : *خونریزی از سر * ای سرم داره گیج میره .
یورو : خسته شدم .
یوری : چه منظره ای 😎
یورو و نرو : ببند .
یوری : اصلا چی شد اینقدر زود بیدار شدی ؟
نرو : باید بریم امروز داخل انبار مایکی با یه چند نفری ملاقات داره باید بریم فالگوش وایسیم .
یوری : بد بخت شدیم
یورو : من چون مطمنن یه اتفاقی قراره بیافته پایه هستم
نرو : راستی من این خونه رو فروختم شما هم بفروشید بریم یه خونه با هم بگیریم .
یورو : عالییییه
یوری : با شما دوتا تو یه خونه عمراً
نرو و یورو : *لبخند شیطانی *
ویو راوی : یه خونه ی بزرگ برای سه نفرشون گرفتن و همه ی وسایل رو انتقال دادن و رفتن سمت انبار و داخل انبار و یه جایی قایم شدن و فالگوش وایسادن .
یوری : فوضولی گل کرد ..فارسی .
یورو : همچنین ..فارسی .
یوری : خب پار بنال چی قراره بشه ..فارسی.
نرو : خب ...
یورو : ببند اومدن .
ویو راوی : یکم بعد یهو تاکه میتچی اومد و گفت که نباید با مبیوس مبارزه کنن و از پاه _ چین هم کتک خورد .
دراکن : به نظرم بهتره یکم تحقیق کنیم .
مایکی : تو الان داری با من مخالفت میکنی؟
دراکن : من همچین چیزی نگفتم .
مایکی: اما به نظر من که اینطور بود .
*پچ پچ سه اسکل *
نرو : بچه ها باید یه غلطی کنیم .
یورو : چون دراکن چاغو خورد .
یوری : یهنی اون اژدها هه میمیره .
نرو : اژدها؟ ها؟ نه تاکه نجاتش میده .
یورو : خب ... پس تاکه حواسش هست .
نرو : آره اما باید کمکش کنیم .
یورو : داستان کاملا داره طبق انیمه پیش میره چه غلطی بخوریم ؟
یوری : مگه نگفتی تاکه درستش میکنه
یورو : راس میگه بهتره دخالت نکنیم
نرو : داداش اینجوری انگار داریم با جون کن قمار ميکنيم. *داد*
پایان
۳.۸k
۰۲ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.