روز موعود

روز موعود

P/1

از نخستین دیدارمان در آن صبح سرد زمستان 1992تا ظهر سوزان میانه ی شهریور2001خورشیدی که واپسین گفت گوی مان بود،چهره به چهره ندیدم جئون را بدون آن شورو نشاط بیافریند و انگیزه ببخشد .

کسی که دوباره از دهان پزشکی منقلب شنیده:((متاسفم . بازهم سرطان است.))
و از همان لحظه عزم کرده تا خود را به دست علم بسپارد تا همچنان این من جئون نباشم که به زندگی پشت میکنم . یقین دارم زندگی گران ترین دارایی ماست و ارزش هر تلاشی را دارد .
سخت که می گفت سرشار بود از حکمت و تدبیر و انرژی ، آمیخته با طنزی ملیح که ناخودآگاه لبخند بر چهره ی شنونده می نشاند

آذرماه سال 2014

بهار سبز و پربار آن سال جئون را به وجد آورده بود . هوای مه آلود پارک زیبای کانگ می نگرد با خود می اندیشید که کجای دنیا می‌توان چنین زیبایی بینطیری را به تماشا نشست .



روز موعود
((جئون جونگ کوک ، اعدام می شود )).

((روز موعود دخترک تمام می‌شود. ))

((روز موعود جئون به وضوح اشک ریختن دخترکش رو می بیند.))

روز موعود



به قَلم مآری
دیدگاه ها (۱)

مراسم سالگرد درگذشت دعایی.۹ خرداد ۱۴۰۲.در مؤسسه‌ی روزنامه‌ی ...

رمان منیم‌گوزل سِئوگیلیم / الهه پورعلی

وفات حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) تسلیت باد.فاطمه معص...

به مناسبت سالروز آتش سوزی مدرسه شین آباد؛ "از زخمهای کهنه ش...

ادامه پست قبل...

پارت شش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط