تا شدم وابسته اش دیدم که یارم نیست او
تا شدم وابسته اش دیدم که یارم نیست او
رفت با یک بی حیا دیگر کنارم نیست او
در رفاقت لاف مردی هر که زد نامرد شد
کو رفیقم؟ درد دارم بیقرارم نیست او
سفت در آغوش یارش بی هوا خوابیده است
تا قیامت با خبر از حال زارم نیست او
هر که بر عهدش نماند کاش دستش می شکست
در دلم با یک نفر هم عهد دارم نیست او
یک نفر آمد دلش را بی خبر دزدید و برد
بعد چشمش شد خزان فصل بهارم نیست او
سرگشته
رفت با یک بی حیا دیگر کنارم نیست او
در رفاقت لاف مردی هر که زد نامرد شد
کو رفیقم؟ درد دارم بیقرارم نیست او
سفت در آغوش یارش بی هوا خوابیده است
تا قیامت با خبر از حال زارم نیست او
هر که بر عهدش نماند کاش دستش می شکست
در دلم با یک نفر هم عهد دارم نیست او
یک نفر آمد دلش را بی خبر دزدید و برد
بعد چشمش شد خزان فصل بهارم نیست او
سرگشته
- ۱.۱k
- ۲۷ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط