آمدم با تو سحرها حرفهایم را زدم

آمدم با تو سحرها حرفهایم را زدم
نالههای ربنا یا ربنایم را زدم
بعد از این یک ماه هر چه شد دگر پای خودت
من برای بنده بودن دست و پایم را زدم
حال می خواهی ببخشای یا که می خواهی نبخش
من که هر شب آمدم اینجا صدایم را زدم
دست، خالی کیسه، خالی کردن کج بارها
بر در میخانه ات دست گدایم را زدم
پیش مردم آبرویم را مبر من
هر کجا رفته ام حرفِ کریمیِ خدایم را زدم
دیدگاه ها (۱)

Nine

آمدم با تو سحرها حرف‎هایم را زدمناله‎های ربنا یا ربنایم را ز...

آمدم با تو سحرها حرف‎هایم را زدمناله‎های ربنا یا ربنایم را ز...

آمدم با تو سحرها حرفهایم را زدم ناله های ربنايم را زدمبعد از...

من شیعه ام، من خاک پای مرتضایمآری گدایم، من گدای مرتضایمزد ز...

✦ستارگانی در سایه ✦پارت صفر

کاش می دانستی بعد از آن دعوت زیبا، به ملاقات خودت من چه حالی...

مرده خورها ..صادق هدایت نرگس وارد اطاق می‌شود: شیخ‌علی آمده ...

فال حافظ امروز شما شنبه 8 اسفند 1394 فروردین بیا که رایت...

یک بحر طویل زیبادر آن صحن قدیمی حرم، روبروی پنجره فولاد یکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط