[❤ ️]

[❤ ️]
…
وای از #مــا

نَــه #جوجِــه هایِــمان
را شِمـُـردیـم ،

نَـه #نَــــبضِ
بَـــرگهایِ #پاییـــز را گرفتــیم..!
ونَــه
#کافِـــه گردی کردیـم ..!

چِــه زود #پاییـــزمان
بِـه #سِــکانسِ
#پایانـــیِ #یَــلدایش رســید!..

حِـــیفِ
#پاییـــز نَـــبود؟!!

#نرگس_صرافیان_طوفان

+
مُبارَکــ #یَلداتـونـ: ))
…
[❤ ️]
دیدگاه ها (۲)

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

Part "66"☆ویو تهیونگ☆صبح زود، قبل از اینکه خورشید کاملاً بال...

وای از مانه جوجه هایمان را شمردیمنه نبض برگهای پاییز را گرفت...

وای از مانه جوجه هایمان شمردیمنه نبض برگهای پاییز را گرفتیمو...

وای ازمانه جوجه هایمان راشمردیمنه نبض برگهای پاییزراگرفتیمون...

#باران ❣واے از مانه جوجه هایمان را شمردیمنه نبضِ برڪَهاے ِپا...

نمیدونم قد ما کوتاه بود یا قدیما برف بیشتر میومدنمیدونم دل م...

تا یک نفر را دیدیم که کمی شبیه به ایده آل زندگیمان بود؛راهش ...

تا یک نفر را دیدیم که کمی شبیه به ایده آل زندگیمان بود؛راهش ...

پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط