پارت ۴۳

سرنوشت پیش می‌آید





اهم اهم
مارتین صحبت میکه :
اقا من این هفته کون.م پارست
شنبه : امتحان علوم داشتم
یکشنبه : ریاضی و فارسی
دوشنبه : زبان
سه شنبه: عربی کوئیز و مطالعات کنفرانس
چهار شنبه : دینی
خدا وکیلی من گناه دارم این هفته ازم انتظار زود به زود پارت گذاشتن نداشته باشید






[-----------:)
[پارت۴۳)
[-----------:)



دلین: هییی کوک



جونگ‌کوک: سرش رو گذاشت روی سی.نه ی دلین

بیا بخوابیم ( خواب آلود )


دلین : پاشو ببینم کوالا


جونگ‌کوک: فقط ۵ دقیقه ی دیگه ( با حالت لالایی )


دلین : نع زود باش صبحانه سرد میشع


جونگ‌کوک: هوم


دلین : عهههه پاشو دیگه


جونگ‌کوک: هوففف باشع ( پامیشه و رو تخت نیشیته )


دلین : آفرین پسر خوب


جونگ‌کوک: یهو دردی توی دستم احساس کردن

: اخخخخخخخخخخ


دلین : جونگ‌کوک خوبی عزیزم ( نگران )


جونگ‌کوک: ارهه ( با درد )


دلین : وایسا باندت باید عوض شه


جونگ‌کوک: هوم ( بادرد )


دلین : رفتم و از توی کابینت جعبه ی کمک های اولیه رو آوردم
باند جونگ‌کوک رو باز کردم و با الکل شروع کردم تمیز کردن دستش
که یهو جونگ‌کوک رو دیدم


دلین : چیزی شده


جونگ‌کوک: چطور اینقدر خوشگلی


دلین : خجالت ( عه عه عه خودمم حالم به هم میخوره همچین چیزی هایی مینویسم احساس میکنم خیلی عاشقانه شد نه عیو عیوووو )


باند رو اوردم و دور دست جونگ‌کوک پیچیدم
خیلی با دقت این کار رو انجام میدادم


دلین : خب تموم شد


جونگ‌کوک: هوم


دلین : دردت نگرفت


جونگ‌کوک: نه بیبی


دلین : هوم



جونگ‌کوک :حالا بیا بریم ببینم خانمی چی کار کرده

دلین : بریممم



شرط

۱۵ لایک

۱۵ کامنت

۵ ریپست
دیدگاه ها (۳۴)

پارت ۲۳

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

پارت ۲۴ وارد خونه شدیم. داداشم هنوز داشت درباره‌ی مهمونی سؤا...

27part _چند روز بعد_لارا با سرعت پله‌های عمارت رو دوید و وار...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

LESSON

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ²ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط