{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنـــد دلـــم را

بنـــد دلـــم را
به بند کفـــش هایت گـــره زده بودم
که هر جـــا رفتـی
دلــم را با خود ببری
غــــافل از اینکه
تو پـــا برهنـــه می روی
و بی خبــــر
دیدگاه ها (۲)

پر و بالهای سبز و آبی خوشرنگی دارد . در فصل بهار مزارع گندم ...

خداوندا مرا به زمان کودکی باز گردان همان زمان که برای یک ...

من دل به زیبایی به خوبی می سپارم،دینم این است…من مهربانی را ...

جهان به این بزرگی مال من است…اگرچه اپارتمان های آسمانخراشی ن...

کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز می‌دهند؟ شال گردن نارن...

تو شبیه یک تکه سبزی در دل روزهای

نه برای اینکه برگردی،نه برای اینکه بفهمی،فقط می‌خوام بگمکه ...

درخششی برای قدم‌هایتمهره‌های ریز سرمه‌ای،مثل شب پرستاره،پشت ...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

خدایا…دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.دوست...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط