الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چن

الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی ، دریاب که میتوانی.

الهی ، عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم ; گفتی و فرمان نکردم ، درماندم و درمان نکردم.

الهی ، عاجز و سرگردانم; نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم.

الهی ، اگر تو مرا خواستی،من آن خواستم که تو خواستی.

الهی ، به بهشت و حور چه نازم;مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم.

الهی ، در دل ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و بر کشت های ما جز باران رحمت خود مبار.

به لطف ، ما را دست گیر و به کرم ، پای دار ، الهی حجاب از راه بردار و ما را به ما مگذار.

الهی آمین.

رسایل فارسی- خواجه عبدالله انصاری
دیدگاه ها (۱۱)

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

نمیبخشمت p.23

الهـیعاجز و سرگردانم ، نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم...

🔶 الهی!عاجز و سرگردانم نه آنچه دانم دارمو نه آنچه دارم دانم🔸...

الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی...

مناجات نامهالهـیباز آمدیم با دو دست تهی چه باشد اگر مرحمی بر...

الهی ! اگر چه بهشت چون چشم و چراغ است بی دیدار تو درد و دا...

الهـیباز آمدیم با دو دست تهی چه باشد اگر مرحمی بر خستگان نهی...

الهی و ربی من لی غیرک اسئله کشف ضری و النظر فی امری ... الهـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط