#Part29

#Part29
#nafasakhar
••••••••••••••••••••••••🫀💙••••••••••••••••••••
1ساعت بعد، اتمام جلسه

سلدا:بابا

دوروک:جونمᰔ

سلدا:میبلیم شهل باسی؟

آسیه:فدات بشم بابایی خستس امروز نمیشه، فردا میرم

سلدا:حالا ته اینطول شد منم نمیام خونه

آسیه:عععع سلدا!

دوروک:قربونت بشم بریم خونه لباسامون رو عوض کنیم میبرمت

سلدا:گول دادیاااا🥲

دوروک:باشه قربونت بشم

30دقیقه بعد تو خونه

آسیه: دوروک سلدا خوابیده میخواد بیدارش نکنیم، فردا ببریمش هم تو خسته ای هم من، هم خودش خوابه

دوروک:قربونت بشم بش قول دادم بعد تو ذهنش بدقول میمونم، اشکال نداره بیدارشد میبرمش

آسیه:ولی بابا شدن خیلی به شما اومده دوروک بی

دوروک:تو و سلدا تموم زندگیه منین من واستون هرکاری میکنم

آسیه:تو چرا اینقدر خوب باشی(میره جلو و لbشو میبوسه)
دیدگاه ها (۳)

Part ⁴⁷گوشی آسیه زنگ میخوره دوروک جواب میدهدوروک:چیه ، تروخد...

(:پارت دو رمان کاردشلریم:)آسیه : دوروک من سیر شدم دوروک : تو...

خانواده خوشبخت قسمت اول

⭐‌پارت۵۰/کما⭐‌سو:بیا پایین از روش نمیتونه توی اندازه گاو رو ...

مدلینگ (پارت ۷۴)

p102نیکا-اروم توگوش تارا گفتمدیونه چیکارکردیالان حامله باشی ...

من و ملاقات با BTSpart «۳»چشمامو باز کردم دیدم اعضا بالا سرم...

من ماهت میشم و تو خورشیدم🙃🤍🐾پارت۶#دیا:چه خنگی تو اره خو#ارسل...

من ماهت میشم و تو خورشیدم🙃🤍🐾پارت۶#دیا:چه خنگی تو اره خو#ارسل...

☄گیسوی شب☄پارت سی وهشتم...گیسو:گلین سعی می کرد آرومم کنه ولی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط