پنهان عشق

پارت ۷
ویو اتت
بعد رسیدیم بار پیدا شدیم رفتیم توی بار بوی الکل میداد من اولین بارم بود می اومدم بار
دود زیادی بود هر یه ور رو نگاه کنی همو بوس میکردن اه اه بعد دیدم تهیونگ هم با هیونگ هست
+: لنا گفتی فقط هیونگ هست که
&: والا منم نمیدونم هیونگ نگفت میاد
(هیونگ " تهیونگ~)
": سلامم عشقم
&: سلام عزیزم
~: سلام ات خوبی
+: عه سلام تهیونگ خوبم تو خوبی
~: منم خوبم
": بچه ها بیاید بریم بشنیم
بعد رفتیم نشستیم همه الکل سفارش دادن من اب میوه سفارش دادم لنا و هیونگ مست بودن رفتن به رقصن تهیونگ زیاد مست نبود
+: تهیونگ خوبی
~: خوبم ات تو خیلی خوشگلی
+: ممنونم 🤭
داشتم با تهیونگ حرف میزدیم که یه صدای بلند اشنا شنیدم برگشتم دیدم جونگکوک بود
-: اتتتت (عربده)
+: عه 😅جونگکوک
-: این جا چیکار میکنی توو
+: با دوستادم اومدم بار خب
~: ات این اقا کیه
+: این شون شوهر خواهرم هستش
-: ات بیا بریم زودد
~: چرا اون وقت تو دوست پسرش نیستی که
-: خفه به تو جه عوضی (یه مشت میزنه توی صورت تهیونگ)
+: کوککک نکن چرا این جوری میکنی
-: بیااا بریمم (عربده)
+: باش تهیونگ ببخشید بعدن حرف میزنیم
~: باشه
-: بیااا
بعد رفتیم بیرون بار
-: چرا با اینا اومدی بار ها(عربده)
+:(گریه😭)
-: گریه نکن لعنتی
+: به تو چه با دوستادم اومدم (گریه)
-: اوف باش گریه نکن خوشگلم بخشید داد زدم
+: نمیخواهم😭
-: ببخشید دیگ بیا ببرمت خونه بیا
+: باش (بغض)
-: نکن باش نازم
+: باش
بعد سوار ماشین شدیم حرکت کردیم به سمت عمارت توی راه حرفی نزدیم بعد رسیدیم عمارت
+: خدا حافظ
-: خدا حافظ خوشگلم
بعد وارده عمارت شدم جونگکوک هم رفت ساعت ۲ شب بود اوف رفتم توی اتاقم لباس خوابم رو پوشیدم صورتم رو شستم روی تخت ولو شدم داشتم فکر میکردم چرا جونگکوک اینقدر عصبی بود که کم کم خوابم برد..... ادامه دارد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینم پارت هفتم به نگاه های خوشگل شما بخدا دستم شکست😂🫠💓
دیدگاه ها (۱۱)

پنهان عشق

پارت ۹ ببخشید دیر شد

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

سناریو BTS(وقتی میزنی تو باسن شون در میری)«نامجون: شعور شخصی...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

هیجدهم صبح ویو جونگکوک: اممم چه بوی خوبی میاد یام یام جونگکو...

Cruel Love پارت ۴ ‌ تهیونگ گفت که چهار تایی بریم بیرون (لار...

پدر خوانده فصل دو

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط