{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن با محبت

زن با محبت

مردی مرده بود و او را غسل داده و کفن

کرده بودند و روی تخت غسالخانه گذاشته بودند تا تابوت بیاورند و تشییعش کنند.زنش را دیدند که بادبزنی به دست گرفته و کفن او را که از آب غسل مرطوب شده بود، باد می زند!گفتند: عجب زن با مهر و محبتی که حتی بعد از مرگ شوهرش به فکر آسایش اوست.نزدیک رفتند و گفتند: ای زن، مرده را خیسی و خشکی و سردی و گرمی تفاوت نمی کند. خودت را به رنج مینداز.زن گفت: آخر شوهرم وصیت کرده که تا کفنش خشک نشده شوهر نکنم!
دیدگاه ها (۷)

مردي مرده بود و او را غسلداده و کفن کرده بودند و روي تختغسال...

مردی مرده بود و او را غسل داده و کفن کرده بودندو روی تخت غسا...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال‌اندوزی کرده بود و پول...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول...

وصیت نامه مرد خسیس !روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال ا...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول...

مروزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پو...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط