*ارمنی بود و ارمنی زاده
*ارمنی بود و ارمنی زاده
ظرف خالی گرفت در دستش
آمد و توی صف نذری گفت
السلام علیک دردانه
پچ پچی دور او به راه افتاد
عده ای خنده عده ای مبهوت
زیر لب دختری غضب می کرد
مردک ارمنی دیوانه!
سرخود را گرفت پایین تر
بغض تلخی گرفت جانش را
من محب حسین و اولادش
آشنایم، نه اینکه بیگانه
صف دلواپسی جلو می رفت
ارمنی در دلش چه غوغا بود
روضه خوان از رقیه بانو خواند
از سه ساله میان ویرانه
توی حال خودش پریشان بود
فکر بیماری پسر در سر
ناگهان مردی از سر صف گفت
شد تمام و نمانده یک دانه
همه رفتند و ارمنی آمد
با قسم با گلایه و اصرار
زد عقب هرکسی جلو آمد
رفت با گریه آشپزخانه
یک نگاهی به دیگ خالی کرد
گفت باشد قبول آقاجان
من همانم كه دیگران گفتند
مردک ارمنی دیوانه!
پای خود راگذاشت درکوچه
دلخور از خویش و از ندامت ها
دست رد خورده بود بر قلبش
رفت خانه چه نا امیدانه
وسط دسته، ظهر عاشورا
پسری با صلیب بر گردن
ناگهان ویلچر زمین افتاد
و پسر روی پاش، مردانه........
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین( ع) ...
اربعین کربلا. .........
.
.
آقا ما رو هم بطلب اربعين کربلات ...يا حسين
ظرف خالی گرفت در دستش
آمد و توی صف نذری گفت
السلام علیک دردانه
پچ پچی دور او به راه افتاد
عده ای خنده عده ای مبهوت
زیر لب دختری غضب می کرد
مردک ارمنی دیوانه!
سرخود را گرفت پایین تر
بغض تلخی گرفت جانش را
من محب حسین و اولادش
آشنایم، نه اینکه بیگانه
صف دلواپسی جلو می رفت
ارمنی در دلش چه غوغا بود
روضه خوان از رقیه بانو خواند
از سه ساله میان ویرانه
توی حال خودش پریشان بود
فکر بیماری پسر در سر
ناگهان مردی از سر صف گفت
شد تمام و نمانده یک دانه
همه رفتند و ارمنی آمد
با قسم با گلایه و اصرار
زد عقب هرکسی جلو آمد
رفت با گریه آشپزخانه
یک نگاهی به دیگ خالی کرد
گفت باشد قبول آقاجان
من همانم كه دیگران گفتند
مردک ارمنی دیوانه!
پای خود راگذاشت درکوچه
دلخور از خویش و از ندامت ها
دست رد خورده بود بر قلبش
رفت خانه چه نا امیدانه
وسط دسته، ظهر عاشورا
پسری با صلیب بر گردن
ناگهان ویلچر زمین افتاد
و پسر روی پاش، مردانه........
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین( ع) ...
اربعین کربلا. .........
.
.
آقا ما رو هم بطلب اربعين کربلات ...يا حسين
- ۱.۸k
- ۲۷ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط