music of love

PART ²

ات به سمت اتاقش رفت و خودش رو روی تخت ولو کرد.
ات همیشه ساکت بود و همیشه خودش رو توی اتاق زندانی میکرد.
گاه به کتابخونه میرفت تا کتاب بخونه،اما امروز حوصله این کار رو نداشت.
تا شب خودش رو با گلدوزی مشغول کرد.

فردا:

ات مثل همیشه بعد از خوردن صبحونه از سالن خارج شد.خواست به اتاقش بره،اما راهش رو به سمت کتابخونه تغییر داد.
به سمت قفسه ها رفت و تک تک کتاب ها رو بررسی کرد تا رسید به یه کتاب که تاحالا نخونده بود...
کتاب رو از توی قفسه برداشت و خواست که از کتابخونه خارج بشه که با صدای خدمتکار سر جاش وایستاد.

*بانو.شما نمیتونید اون کتاب رو ببرید.

_اون وقت چرا؟

*از این کتاب فقط یکی در کشور هست.به همین دلیل پادشاه دستور دادن کسی اونو جا به جا نکنه.

_پس...چجوری بخونمش؟

* ...

***
شرایط:
۳لایک
۲کامنت
۱بازنشر

#چند_پارتی
#تک_پارتی
#فیک
#سناریو
# music_of_love
دیدگاه ها (۰)

A Love Transcending CenturiesPart 7کتابخونه‌ی قصر، از اون کت...

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇20ویو هویج:روز بعد، مدرسه مثل همیشه ...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

یک هفته از موندن ات در عمارت گذشته بود.ات هنوز هر روز به راه...

contract 🍷#contract 𝑃𝑇3ویو هویج: توی ماشین هیچ حرفی بینشون ر...

تکپارتی نامجون. کتابدار دوست داشتنی. مثل همیشه صبح ها پاشدم ...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۷ویو راوی نورا ب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p61وسط کتابخونه، ساعتی قدیمی آروم تیک‌تاک...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

1|پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط