#part_4

#part_4
#پایان_خوش_داستان_من

پریدم روی تخت و شروع کردم گریه کردن که خوابم برد یکم بعد با صدای در زدن از خواب بیدار شدم
-کیه؟
+منم نیک، حالت خوبه؟
-گمشو عوضی
+بابت سینی ببخشید از قصد نبود
جوابشو ندادم
+میشه بیام تو
-نه برو گمشو
چیزی نگفت فک کنم رفته بعد از چند دقیقه بلند شدم و رفتم بیرون که دیدم هنوز اونجان بهشون اهمیتی ندادم و رفتم سرو صورتم رو بشورم که توی ایینه دیدم تمام ارایشم روی صورتم بخش شده کلی خجالت کشیدم و صورتم رو شستم وقتی رفتم بیرون تموم ارایشم رو پاک کرده بودم که مادر نیک گفت،
عروس خانم بدون ارایش چقدر زیبا تره
یه چشم غره بهش اومدم و رفتم تو اتاقم
اونا هم بعد چند دقیقه رفتن
تقربیا اخر شب بود رفتم سمت یخچال که یه چیزی بخورم

......
پایان پارت 4
دیدگاه ها (۱)

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2+ چیزی نیست.+ معلومه.رفتم کنارش نشستم و آروم پتو ر...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

روانی من پارت 5ویو کوک صبح بانوی که از پنجره کوچیک داخل سلو...

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_83با خوابالودی از سر جام بلن...

کپشنننن🎀🌚عروسک من😈🔞پارت سی و پنجوارد اتاق شدم پیرهنش تنش نبو...

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط