واقعا متاسفم!💔
مردم فوضول کسایی که اسم خودشونو گذاشتن استی و توی همه کار استری کیدز دخالت بیجا و فوضولی میکنن، این مدته هشتگ زدن به کمپانی گفتن که چان باید بیشتر جلوی دوربین باشه و... همینطور پسرا که با سن چان شوخی کردن این بیشعورا به پسرا توهین کردن! چان عصبانی شده
چان هم صداش در اومد و حسابی ضایعشون کرد:
بنگچان: ” بد گفتن درباره کمپانی من، مثل اینه که درباره خودم بد بگین، اونا دارن خیلی خوب باهام رفتار میکنن، پس لطفاً همین جا تمومش کنین. بذارین یه راهنمایی کوچک بهتون بکنم. توی هر موقعیتی، یه لحظه به این فکر کنین که شاید این تصمیم خود عضو گروهه؟ شاید اینجوری همه نگرانیهاتون برطرف بشه، اوکی؟ آها یه چیز دیگه، فقط پسرا یعنی اسکیز حق دارن منو به خاطر سنم دست بندازن یا مسخره کنن، پس به حال خودشون بذارشون~ منو عصبانی نکنین
^^اوکی استیها هم اجازه دارن... هوا خیلی خوبه ولی میخوام بابت اینکه احساساتم رو گفتم معذرت بخوام، فقط... میدونین... یه مقدار اذیتکنندست... یه جورایی حس میکنم که... این تصمیم منه، انتخاب منه، ولی چرا استیـا نمیتونن متوجه نیت من بشن... در مورد محتوا و کانتنت هم، سعی خودمو میکنم... من دارم عمداً از دوربینها دوری میکنم چون کلی کار دارم، ولی یه دلیل دیگهاش هم اینه که... میدونین، یه جورایی برام ترسناکه، چون حس میکنم هر کاری که جلوی دوربین انجام بدم باعث دردسرم میشه و همین دلیل دیگهای هستش که پیشنهادهای فیلمبرداری رو رد میکنم. کاملاً درکتون میکنم که دلتون میخواد منو ببینین، ولی خب چون انگار اصلاً نیستم، پس سعی میکنم توی کانتنتها حتی اگه از فیلمبرداری حس ناراحتی دارم، بیشتر ظاهر شم، باشه؟ فکر کنم زیادی دارم رک حرف میزنم... ولی حس کردم باید مستقیم باهاتون حرف بزنم که بتونین دیدگاه منو درک کنین... “
چان هم صداش در اومد و حسابی ضایعشون کرد:
بنگچان: ” بد گفتن درباره کمپانی من، مثل اینه که درباره خودم بد بگین، اونا دارن خیلی خوب باهام رفتار میکنن، پس لطفاً همین جا تمومش کنین. بذارین یه راهنمایی کوچک بهتون بکنم. توی هر موقعیتی، یه لحظه به این فکر کنین که شاید این تصمیم خود عضو گروهه؟ شاید اینجوری همه نگرانیهاتون برطرف بشه، اوکی؟ آها یه چیز دیگه، فقط پسرا یعنی اسکیز حق دارن منو به خاطر سنم دست بندازن یا مسخره کنن، پس به حال خودشون بذارشون~ منو عصبانی نکنین
^^اوکی استیها هم اجازه دارن... هوا خیلی خوبه ولی میخوام بابت اینکه احساساتم رو گفتم معذرت بخوام، فقط... میدونین... یه مقدار اذیتکنندست... یه جورایی حس میکنم که... این تصمیم منه، انتخاب منه، ولی چرا استیـا نمیتونن متوجه نیت من بشن... در مورد محتوا و کانتنت هم، سعی خودمو میکنم... من دارم عمداً از دوربینها دوری میکنم چون کلی کار دارم، ولی یه دلیل دیگهاش هم اینه که... میدونین، یه جورایی برام ترسناکه، چون حس میکنم هر کاری که جلوی دوربین انجام بدم باعث دردسرم میشه و همین دلیل دیگهای هستش که پیشنهادهای فیلمبرداری رو رد میکنم. کاملاً درکتون میکنم که دلتون میخواد منو ببینین، ولی خب چون انگار اصلاً نیستم، پس سعی میکنم توی کانتنتها حتی اگه از فیلمبرداری حس ناراحتی دارم، بیشتر ظاهر شم، باشه؟ فکر کنم زیادی دارم رک حرف میزنم... ولی حس کردم باید مستقیم باهاتون حرف بزنم که بتونین دیدگاه منو درک کنین... “
- ۵.۶k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط