کودتای 28مرداد

«اواخر ۱۹۵۰ (۱۳۲۹) بود و من در ضمن یکی از دیدارهای فراوانم می‌بایست در ایران اقامت کوتاهی کنم. کوویه آن‌ها را در یکی از «خانه‌های امن»‌ ما در حومهٔ شهر به ‌من معرفی کرد (خانه‌های امن، خانه‌هایی بود که آمریکائیان غیر عضو در سیا و یا ایرانیان در آن‌ها زندگی می‌کردند و به عنوان محل دیدارهای محرمانه از آن‌ها استفاده می‌شد). دو برادر آرام، تاجرنما و با قیافه‌های موثر یکی چاق و درشت اندام و سیه‌چرده که وکیل دادگستری بود و دیگری هم سیه‌چرده اما کوتاه‌تر و لاغر و ظاهراً جوانتر (حدس زدم حدودهای سی ساله) و با سر و زبان بیش‌تر و روزنامه‌نگار حرفه‌ای… مستقیم به مسأله پرداختند. مصدق هنوز به قدرت نرسیده بود اما آن‌ها فکر می‌کردند که به حکومت رسیدنش قطعی است و تا چند وقت بعد به حکومت خواهد رسید. آن‌ها اتحاد خطرناکی میان مصدق، و احتمالاً با ملاهای عصیانگر و حتماً با حزب توده و در پشت سرشان روس‌ها را پیش‌بینی می‌کردند. و از آنچه پیش‌بینی می‌کردند خوشحال نبودند (من هم نبودم) و می‌خواستند که کمک آمریکا را به پشتیبانی شاه جلب کنند. توانائی‌های پیشگویانه من به اندازهٔ ایشان نبود. من بیش‌تر نگران بودم زیرا که با این که روشن بود این‌ها نوعی کارآموزی پنهانی داشته‌اند اما به من نگفتند که این تجربه را از کی به دست آورده‌اند.»

«علاوه بر این اظهار داشتند که تشکیلاتی دارند که از ایشان حمایت می‌کند اما گفتند که هویت اعضای آن را معلوم نمی‌کنند. بهر حال من چنان تحت تأثیر قرار گرفتم که ترتیبی دادم که خرج سفر آن‌ها را به ‌ واشنگتن بپردازیم تا در آنجا بهتر بتوانیم قابلیت‌های آن‌ها را ارزیابی کنیم و بیازمائیم. یکی از آن‌ها از راه آلمان به آمریکا می‌آمد: در آلمان علائق تجارتی داشت و همین خود بهانه‌ای برای غیبت او از ایران می‌شد. دیگری (خبرنگار) از طریق فرانسه می‌آمد می‌توانست در فرانسه خود را باسم نمایندهٔ روزنامه‌اش مشغول بدارد. دو ماه بعد با من در واشنگتن ملاقات می‌کردند. تا آن موقع هم دورنمای دکتر مصدق می‌باید روشن‌تر می‌شد.»

«همین که به آمریکا رسیدند ما کار جدی سؤال و جواب و تحقیق و تعیین حدود صلاحیت ایشان را برای کاری که قول انجامش را می‌دادند شروع کردیم. همه کاری با آن‌ها کردیم حتی آزمون دروغ‌سنجی. همان طور که قبلاً گفته بودند به پرسش‌های دربارهٔ بستگی‌های پیشین و پیروان کنونی خود پاسخی نمی‌دادند.» (۸۰-۷۹) هرچه به آن‌ها می‌گویند که به این اطلاعات برای قانع کردن مقامات بالا احتیاج داریم برادران بوسکو شانه‌های‌شان را بالا می‌اندازند و لبخندی می‌زنند و جوابی نمی‌دهند.»

آقای روزولت به سراغ آلن دالس می‌رود و به اتفاق او به ‌دیدار بیدل اسمیت می‌روند. روزولت چگونگی آشنایی خود را با برادران بوسکو شرح می‌دهد و می‌گوید با این که این‌ها به همهٔ سؤالات ما جواب ندادند اما من به قابلیت آن‌ها اعتماد دارم. سرسپرده شاه و دشمن مصدقند.

بحث طولانی در می‌گیرد و بالاخره دالس و بیدل به آقای روزولت اجازه می‌دهند که دو برادر را به عنوان «متحدان فعال طرفدار شاه»‌ استخدام کند. «من بازگشتم و به برادارن بوسکو گفتم که با استخدام آن‌ها موافقت موقت شده است و ما در انتظار فرصت نزدیکی هستیم که صلاحیت ایشان و قدرت سازمان ایشان را در عمل بسنجیم. این فرصت زودتر از آنچه ما انتظار داشتیم پیش آمد.» (۸۱)

آقای روزولت از این فرصت زودرس به صراحت صحبتی نمی‌کند اما آنچه دربارهٔ تظاهرات ۲۳ تیر، روز ورود هریمن فرستادهٔ مخصوص رئیس جمهور آمریکا به تهران و نقش برادران بوسکو در این تظاهرات می‌گوید شاید قضیه به اندازهٔ کافی روشن کند.

با روی کار آمدن مصدق، اختلاف نظری میان مقامات عالی‌رتبه آمریکا پیش می‌آید. گروهی چون دالس و روزولت حکومت مصدق را مقدمهٔ روی کار آمدن کمونیست‌ها می‌دانند و گروه دیگری چون آچسن وزیرخارجه وقت، این خطر را واهی می‌شمرند و روزولت با تعجب و با استناد به خاطرات آچسن می‌نویسد که او حتی در تابستان ۱۳۳۲، «خطر کودتای کمونیستی» را نمی‌پذیرد(۸۸). در هر حال جناح مخالف مصدق می‌کوشد که از هیچ فرصتی برای بزرگ جلوه دادن خطر کمونیسم در ایران غافل نماند. در این میان، ترومن می‌پذیرد که هریمن را به تهران بفرستد تا بلکه راه‌حلی پیدا شود. آمدن هریمن با تظاهرات ۲۳ تیر ۱۳۳۰، حزب توده همراه است. تظاهراتی که آچسن در خاطراتش از «چند صد» کشتهٔ آن صحبت می‌کند و نتیجهٔ مستقیم آن تأئید نظر طرفداران «خطر کمونیسم در ایران» است و به انزوا کِشاندن هر چه بیش‌تر دکتر مصدق و نهضت ملی کردن نفت در صحنهٔ بین‌المللی.

تابستان ۱۳۳۰، آقای روزولت پیش از ترک تهران با برادران بوسکو به گفت‌و‌گو می‌نشیند و دوباره وضع ایران را ارزیابی می‌کنند (۹۱): چه نیروهایی با مصدق مخالفند و چه نیروهایی موافق.
دیدگاه ها (۱)

🎥مرندی:اگر آمریکا به ایران حمله کند، دارایی‌های آمریکا در حک...

🎥 انتقاد فؤاد ایزدی به روحانی: با بدیم بره رهبر نمی‌شوی!🔹آقا...

🔻آمریکا در ایران سفارتخانه ندارد ولی ده‌ها سفیر دارد! (بخش ا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :من یک چیزهای مبهمی از ...

سیاسی اجتماعی

🚩 پزشکیان: آمادۀ گفت‌وگو هستیم، اما قلدری را نمی‌پذیریم▪️رئی...

🔴 اظهارات کوبنده نویسنده آمریکایی علیه سیاست خارجی واشنگتن🔺آ...

سخنگوی سپاه: بخشی از مردم آمریکا از جنایات ارتش‌شان خبر ندار...

اعتراف نظامی آمریکایی به پایان ذخایر رهگیرهای آمریکا و بی‌دف...

🔴اگر آمریکا دنیا را مجبور کند پروازهای ایران را زمین‌گیر کند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط